نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: با این تایپیک همکاری می کنید؟

رأی دهندگان
48. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • آره(بله)

    41 85.42%
  • نه(خیر)

    7 14.58%
صفحه 27 از 28 نخستنخست ... 1725262728 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 279


موضوع: ماوراء الطبیعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    Question ماوراء الطبیعه

    :ops:

  2. کاربر روبرو از پست مفید harch تشکر کرده است .


  3. --
  4. #261

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    سقوط شی ناشناخته در سیبری

    به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، داستان های زیادی مربوط به مشاهدات اشیاء ناشناخته از سالهای بسیار دور در بین مردم رواج داشته است. فرضیه های مختلفی در مورد ریشه این وسایل و اشیاء وجود دارد که تاکنون هیچ کدام از این نظریات به قطعیت نرسیده اند.
    اما در تازه ترین مورد مربوط به این اشیاء بقایای یک جسم ناشناخته فضایی در روستایی در منطقه سیبری روسیه سقوط کرده است و دانشمندان روس در حال تلاش برای پی بردن به اسرار مربوط به این جسم ناشناخته هستند. مردم محلی پس از کشف این شی ناشناخته ، این جسم را که نزدیک به 200 کیلوگرم وزن و 2 متر ارتفاع دارد را به دست مقامات مسئول رسانده اند.

    سازمان فضایی روسیه در اولین اظهار نظر مدعی شده است که این شی نه متعلق به یک موشک و نه یک سفینه فضایی است و در کل ارتباطی با برنامه های فضایی بشر ندارد. مردم روستایی در ماه دسامبر با صدای شدیدی در منطقه جنگلی نزدیک روستای خود مواجه شد اما به تازگی توانسته اند این قطعه را کشف کنند.

    طبق اظهار نظر مسئولان روسی ، آن منطقه و خود شی مورد نظر از نظر تشعشع نیز مورد آزمایش قرار گرفته است و هیچ تشعشعی نیز در این جسم یا منطقه اطراف آن دیده نشده است. در هر حال بایستی صبر کرد تا نهایتا مشخص شود این شی ناشناس از کجا و به چه صورت به زمین آمده است.

    ---------- نوشته جدید در ساعت 03:54 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در ساعت 03:52 PMبود ----------

    فسیلِ مردمِ رنگین پوست و مرموز کشف شد

    چند فسیل Red Deer Cave People از۲ غارِ بسیار قدیمی‌ در چین به تازگی کشف شده‌اند که از نظرِ دانشمندان بسیار مرموز تلقی‌ میشوند،اینها پوستی‌ تیره داشته‌اند و ترکیبی‌ از ویژه گیهای انسانهای اولیه Stone Age people را دارا هستند و همینطور انسانهای مدرنِ غار نشین.دانشمندان تصور میکنند که این انسانهای مرموز این امکان را دارند که یک گونه جدید انسان را نمایندگی کنند،تحقیقات همچنان ادامه دارد.



    منبع




  5. 2 کاربر از پست مفید harch تشکر کرده اند .


  6. --
  7. #262

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    ساختار فيزيكي و تكنولوژي پرواز بشقاب پرنده‌ها


    1 - انسان و پرواز

    تنها عاملي كه انسان را به فكر پرواز انداخته و او را شيفته و مجذوب آسمان و عاشق پرواز كرده است ، پرواز و بال زدن پرندگان ميباشد . انسانها بعد از كوشش فراوان در نهايت به دانش ايروديناميك دست يافته‌اند و بعد از الهام گرفتن از آناتومي ( كالبود شكافي ) پرندگان ، هواپيما طراحي نموده و آن را ساخته‌اند . ولي مشكل اساسي اينجاست كه اين دانش در اتمسفر سياره زمين ، آنهم تا ارتفاع محدودي كارآيي دارد و در فضاي خارج از اتمسفر زمين وضعيت به گونه‌اي ديگر است .


    2 - UFO ها و پرواز
    با دقت زياد به عكسهاي زير توجه نماييد !
    اين ادعا خودخواهي بسيار بزرگي خواهد بود كه اگر ما انسانها خود را باشعورترين موجودات هستي بدانيم و خود را يكه تاز در عرصه علم و دانش محسوب كنيم ، براي اينكه موجودات بسيار باشعورتر از ما به تكنولوژي پرواز بسيار بالايي دست يافته‌اند ، تصوير فوق عكسهايي از بشقاب پرنده‌ها و سرنشينان مرده آنها ( UFO's ) به علت سقوط و تصادم با زمين و همچنين كهكشانهاي M104 , NGC4565 , NGC5866 را نشان ميدهد ، انديشه و فهم آنها در پرواز بسيار وسيع‌تر و جامع‌تر از انسانهاست . عاملي كه يوفوها را به فكر پرواز انداخته و آنها را شيفته فضا نموده است ، سرعتهاي سرسام آور و باور نكردني كهكشانها در حال دور شدن از يكديگر است ، يعني چيزي كه ما آن را انبساط شتاب دار كيهان و عامل آن را انرژي تاريك مي‌ناميم . در واقع آنها ساختارهاي فيزيكي كهكشانها را شناسايي و سپس آن را در مقياس كوچك كپي و شبیه سازی كرده‌اند و به وسيله اين اسباب‌هاي پرنده در كنترل خود ، ميتوانند به همه جاي كيهان سفر كنند .
    تازه‌ترين رصدهاي انجام شده توسط تلسكوپ فضايي چاندراي اشعه ايكس ناسا از كهكشان پر جرم NGC 5746 ، هاله بسيار گرمي از گاز و غبار را آشكار كرد كه اطراف اين كهكشان را پوشانده و آن را احاطه كرده است . اين هاله گازي از هر قسمت اين كهكشان كه از لبه ديده مي شود 60.000 سال نوري فاصله دارد . در اين كهكشان هيچ نشانه‌اي از فعاليت هاي شديد در نواحي هسته‌اي وجود ندارد و هيچگونه روند غير عادي شكل گيري ستارگان در آن مشاهده نمي شود تا بتوانيم داغي هاله را توجيه كنيم . با اين حساب اين "هاله داغ" در اثر خروج گاز از كهكشان بوجود نيامده است .

    هاله‌هاي كاملا مشابهي همواره پيرامون بشقاب پرنده‌ها رويت ميشود ، البته زماني كه آنها وارد اتمسفر سياره زمين ميشوند .


    انبساط عالم و انرژي تاريك چيست ؟
    "/ چنين به نظر ميرسد كه يك نيروي بسيار عجيب ، اجزاي جهان را با سرعت فزاينده‌اي از يكديگر دور ميكند ، در حالي كه نيروي گرانش با اين نيرو مقابله كرده و از سرعت اين گسترش مي‌كاهد . "

    آيا نيروي ضد گرانشي باعث انبساط عالم ميشود ؟
    "/ به نظر ميرسد كه نيرويي در فضا نهفته است و همانند نوعي ضد گرانش عمل ميكند . اين نيرو باعث ميشود ، بجاي اينكه جهان متراكم شود و اجزاي آن به يكديگر نزديك شوند ، انبساط يابد . كيهان شناسان دريافته‌اند كه بسياري از كهكشانهاي دور دست با سرعتي بسيار بيشتر از آنچه كه محاسبات موجود پيش بيني كرده است ، از يكديگر دور ميشوند . در واقع نه تنها از سرعت انبساط جهان كاسته نمي‌شود ، بلكه اين سرعت لحظه به لحظه در حال افزايش است . به نظر ميرسد كه بعضي از انواع نيروهاي غير منتظره و غير قابل شناسايي در عالم وجود دارند كه باعث ميشوند كهكشانهاي موجود در فضا به طور مرتب از يكديگر فاصله گرفته و از هم دور شوند " و به علت عدم توانايي در شناخت اين نيروها ، نام كلي آن را انرژي تاريك گذارده‌اند . بسياري بر اين باورند كه انرژي تاريك همان نظريه ثابت كيهاني است . در مبحث چگونگي پديدار شدن ميدان گرانش منفي [ نيروي ضد جاذبه ، انرژي تاريك ، توجيه حركت شتاب‌دار كهكشانها در كيهان ] ، وارونگي ميدان گرانشي توضیحاتی در این زمینه ارایه شد .

    تلاشهاي بيهوده براي توجيه انرژي تاريك :
    "/ طبق فرضيه تازه‌اي مهمترين معماهاي فيزيك در دهه گذشته ، يعني جرم نوترينوها و آهنگ فزاينده انبساط جهان به ذرات زير اتمي به نام اكسلرون مربوط مي‌شود . شايد بتوان دو دستاورد بزرگ فيزيك در دهه گذشته را مربوط به كيهان شناسي دانست ، يكي اينكه نوترينوها ( ذرات زير اتمي بسيار كوچك ) جرم ناچيزي دارند كه البته هنوز اندازه گيري نشده است و ديگري اينكه سرعت انبساط عالم در حال حاضر در حال افزايش است . سه فيزيكدان در دانشگاه واشنگتن معتقدند كه اين دو كشف هر دو به گونه‌اي به ناشناخته‌ترين پديده كنوني در عالم ، يعني انرژي تاريك مرتبط است - ما هنوز به درستي آن را نمي‌شناسيم ، تنها مي دانيم عاملي است كه بر ضد گرانش ، سبب سرعت بخشيدن به انبساط عالم مي‌شود - آنها معتقدند همه چيز زير سر ذره زير اتمي ديگري است كه تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است و آن را " اكسلرون (Acceleron) " ( شتابگر ) ناميده‌اند . انرژي تاريك در عالم اوليه چندان قابل توجه نبوده است اما در حال حاضر 70 درصد عالم را اشغال كرده است . شناخت انرژي تاريك به ما كمك مي كند تا بدانيم چرا در زمان دوري در آينده عالم آن چنان وسعت پيدا مي كند كه ديگر هيچ كهكشاني در آسمان شب ديده نشود و آيا اين انبساط تا ابد و بي نهايت ادامه خواهد داشت ؟
    در نظريه جديد مطرح شده ، نوترينوها تحت تاثير نيروي جديدي كه از برهمكنش آنها با اَكسِلِرون ها ناشي مي شود قرار مي گيرند اين - نيرو سبب مي شود كه نوترينوها از هم فاصله بگيرند . درست مثل اينكه يك تكه كش را از دو طرف بكشيم ، هر چقدر بيشتر كشيده شود ، انرژي بيشتري را در خود ذخيره مي كند - در هر ثانيه تريليونها نوترينو در كوره هسته‌اي ستاره‌ها از جمله خورشيد ما ساخته مي شوند . آنها در همه جاي عالم جريان پيدا مي كنند و ميلياردها نوترينو از هر نوع ماده‌اي ، حتي بدن شما بدون هيچ برهمكنشي عبور مي كنند . نوترينوها بار الكتريكي ندارند و جرم آنها هم آن قدر ناچيز است كه هنوز اندازه گيري نشده است . آن نيلسون يكي از ارايه دهندگان نظريه جديد معتقد است كه برهمكنش ميان اكسلرونها و ذرات ديگر از اين هم ضعيف‌تر است ، براي همين اين ذرات تاكنون آشكار نشده‌اند . البته نيرويي كه اين ذرات بر نوترينوها وارد مي كنند ، آنها را تحت تاثير قرار مي دهد و به اين ترتيب بايد بتوان وجود چنين نيرويي را در آشكارسازهاي نوترينوي فعلي كه در نقاط مختلف كره زمين وجود دارد نشان داد . مدلهاي مختلفي براي انرژي تاريك ارايه شده است ، اما آزمودن آنها محدود به اندازه گيريهاي دقيق در تغيير سرعت انبساط عالم است . اين امر تنها با رصد اجرام بسيار دوردست امكان پذير است ، اما اندازه گيريهاي دقيق در چنين فاصله‌هايي بسيار مشكل است . به گفته نلسون اين تنها روشي است كه ما مي‌توانيم با به كارگيري آشكارسازهاي فعلي در كره زمين به نيرويي كه سبب افزايش انرژي تاريك در عالم مي شود پي ببريم . محققان معتقدند جرم نوترينو در عبور از محيطهاي مختلف ، تغيير مي كند ، همان طور كه عبور نور از هوا ، آب يا يك منشور متفاوت است . در نتيجه آشكارسازهاي مختلف بسته به اينكه در چه مكاني نصب شده‌اند ، نتايج متفاوتي به دست خواهد آورد . اما اگر بپذيريم كه نوترينوها نيز بخشي از انرژي تاريك هستند ، وجود نيروي جديدي مي تواند اين افت و خيزها را توضيح دهد . به عقيده نلسون اين برهمكنش ميان نوترينوها و اكسلرونها مي تواند تا ابد انرژي لازم براي انبساط عالم را تأمين كند . تا پيش از اين اخترشناسان به دنبال اطلاعاتي بودند كه سرانجام تعيين كنند آيا عالم ما تا ابد منبسط خواهد شد ، يا زماني دوباره در يك " رمبش بزرگ" منقبض شده و روي خودش بسته مي شود . اما حالا بايد به دنبال اين باشيم كه آيا سرعت انبساط عالم همچنان افزايش خواهد يافت يا در جايي ثابت خواهد ماند . براساس نظريه جديد ، هنگامي كه فاصله نوترينوها بسيار زياد شود ، جرم آنها نيز آن قدر افزايش پيدا مي كند كه ديگر انرژي تاريك بر آنها اثري نخواهد داشت ، در نتيجه شتاب انبساط عالم كم كم از بين مي رود . و از آن پس عالم همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد ، اما با سرعتي كه دائماً در حال كاهش است . "

    بزرگترين ايراد نظريه انرژي تاريك اين است كه اگر انرژي تاريك در عالم وجود دارد ، پس چرا اين انبساط خارج از كهكشانها روي ميدهد و مربوط به درون كهكشانها نميشود . در واقع چنين به نظر ميرسد كه حجم كهكشانها در كل ثابت مي ماند و چون انبساط عالم يك پديده برون كهكشاني است و مربوط به داخل كهكشان نمي شود ، هم نظريه ثابت جهاني و هم نظريه انرژي تاريك مردود به نظر ميرسند ، براي اينكه ايندو نظريه به صورت جهان شمول عنوان شده‌اند ولي در داخل كهكشانها اعتبار ندارند . فعلا بهتر است چنين فرض كنيم كه هر كهكشاني براي خود نيروي پيشرانه‌اي دارد كه ميتواند مستقل از كهكشانهاي ديگر به حركت شتابدار خود در فضا ادامه دهد و حركت كهكشانها به يكديگر وابسته نيست و نمي توانند در حركت و شتاب به منبع و انرژي ثابت و واحدي وابسته باشند ، كه در صورت وابستگي تمامي كهكشانها به انرژي تاريك ، امروزه ميبايست شاهد اين مي بوديم كه سرعت تمامي كهكشانها مقدار ثابتي ميبود كه چنين نيست . اينك چند نظريه در اين مورد ميتوان ارايه داد كه به آنها اشاره مي كنيم .


    1- نظريه ابرها :
    همانطور كه ميدانيم جرم حجمي آب خالص تقريبا 1000 كيلوگرم بر متر مكعب است كه در كل ميتواند وزن بسيار سنگيني را براي يك ابر به ارمغان بياورد . توده ابرهايي را كه ما در آسمان مشاهده مي كنيم ميتوانند آب يك درياچه را با خود حمل كنند ! اما چگونه ؟
    با ارتفاع گرفتن بخار آب و ورود به مناطق زير صفر درجه ، ذرات ريز يخ پديدار ميشوند و چون آب مقطر تقريبا براي جريان الكتريسيته عايق است ، ذرات يخ به علت وزش باد و اصطكاكشان ، شديدا باردار ميشوند كه در اين وضعيت بارهاي الكتريكي ابرها به صورت زير است .

    شكل سمت چپ ساختار يك برق گير را نشان ميدهد و عكس سمت راست تخليه الكتريكي يك ابر با زمين را نشان ميدهد . همانطور كه مشخص است يك ابر ميتواند دو نوع بار الكتريكي منفي و مثبت را داشته باشد و به همين دليل تخليه الكتريكي مابين دو ابر و يا مابين ابر و زمين صورت مي گيرد ! در حقيقت زمين براي ابرها در حكم بار مثبت است ، اما باردار شدن ابرها دو مزيت را براي آنها خواهد داشت !


    1- ذرات يخ به همان حجم كوچك باقي مانده و با هم ادغام نميشوند براي اينكه نيروي دافعه الكتريكي مابين آنها وجود دارد و تنها زماني كه تخليه الكتريكي انجام گيرد در هم ادغام ميشوند و بارندگي شروع ميشود
    2 - بار الكتريكي آنها ميتواند نيروي دافعه الكتريكي ايجاد كند كه بر گرانش سياره زمين غلبه كرده و در اتمسفر سياره زمين شناور شوند و بعد از تخليه الكتريكي اين نيروي دافعه از بين ميرود و ذرات ريز تحت تاثير نيروي گرانش به طرف سطح زمين سقوط كرده و بعد از ادغام با يكديگر ، قطرات آب را تشكيل ميدهند و چنين به نظر ميرسد كه تخليه الكتريكي مابين دو ابر براي بارندگي كافي نباشد و اين تخليه الكتريكي در نهايت ميبايست با زمين نيز صورت بگيرد . پس بهترين راه براي بارش مصنوعي يك ابر ، خنثي كردن بار الكتريكي آن است . از همين رو بشقاب پرنده‌ها ميتوانند با ايجاد يك بار الكتريكي بسيار قوي ، در اتمسفر سياره زمين شناور شده و به شرايط بي وزني برسند : مبحث ( فضاي مشبك ، الكتروگراويتي و نيروهاي پيشران و اسپين در فضا ) اما نكته بسيار جالب اينجاست كه شكل هندسي آنها با شكل هندسي يك گردباد نيز ، كاملا همخواني دارد . به شكل زير توجه نماييد !

    تصوير فوق عكس ماهواره‌اي گردباد كاترينا را نشان ميدهد ، اينك به ساختار فيزيكي اين گردباد مي پردازيم :
    همانطور كه مشخص است اين گردباد از ديد ناظر ، زماني كه آن را از بالا مشاهده ميكند ، مخالف جهت دوران عقربه‌هاي ساعت در حال چرخش است پس ميتوانيم شكل زير را براي ميادين الكتريكي و مغناطيسي آن رسم كنيم .
    چون جهت حركت بار الكتريكي منفي همواره مخالف جهت ميدان الكتريكي است ، پس در شكل فوق جهت ميدان الكتريكي موافق عقربه‌هاي ساعت خواهد شد و ميتوانيم طبق قانون دست راست قطبين مغناطيسي و جهت ميدان مغناطيسي را مشخص كنيم . اين ساختار فيزيكي ميتواند ميليونها تن آب را به صورت قطعات ريز يخ در اتمسفر سياره زمين معلق و با سرعتهاي بيش از صد كيلومتر در ساعت حمل كند .
    حركت دوراني و چرخشي نيز در بشقاب پرنده‌ها شناسايي شده است و همچنين ميادين بسيار قوي الكترومغناطيسي پيرامون آنها آشكار گرديده است ، براي اينكه تمامي سيستمهاي الكتريكي و الكترونيكي هليكوپترها ، هواپيماها و جت هاي نظامي در مجاورت بشقاب پرنده‌ها مختل شده و حتي براي هميشه از كار مي افتند و احتمال سانحه هوايي بسيار زياد است . بعضي از آنها در شب تاريك بسيار نوراني ديده ميشوند و علت آن اين است كه ميدان الكتريكي بسيار قوي پيرامون آنها باعث تخليه الكتريكي در هوا شده و مسلما گازها در اين حالت يونيزه و از خود نور ساطع ميكنند يعني همان چيزي كه در لامپهاي طويل نئون و يا رعد و برق ديده ميشود . چنين گزارش شده است كه نزديك شدن آنها به نيروگاه‌ها و پستهاي فشار قوي و ضعيف برق ، باعث قطع جريان ميشود و همچنين نزديك شدن آنها به مراكز راديويي و مخابراتي ، باعث بوجود آمدن اختلالات و خرابي ميشود .

    شكل فوق مسير حركت يك ستاره دنباله دار را نشان ميدهد . همانطور كه ميدانيم جنس ستاره دنباله دار از قطعات بزرگ يخ و غبار است كه در هنگام حركت متلاشي ، تكه تكه و خرد ميشود و چون اين ذرات به شدت باردار هستند از جانب ميدان الكترومغناطيسي خورشيد به طرف بيرون پرتاب و دفع ميشوند و نيروي گرانش خورشيد بر آنها بي تاثير جلو ميكند و تنها بر جرم هسته ستار دنباله دار تاثير گذار است . قطعات ابر نيز در اتمسفر زمين همين حالت را دارند . بشقاب پرند‌ه‌ها نيز ميتوانند از اين پديده فيزيكي استفاده كرده و از طرف ميادين گرانشي قوي همچون خورشيد فرار كرده و به راحتي از منظومه شمسي خارج شوند .

    غبارهاي ماه :
    نور خورشيد مي‌تواند خاك ماه را داراي بار الكتريكي كند : مبحث ( دو توجيه جديد براي پديده فتوالكتريك ) . آنگاه اين گرد و غبار باردار شده به خاطر بار الكتريكيش از خودش دور مي‌شود . اين پدیده يك جور از خاك را آشكار مي‌كند كه به صورت يك مه تيره از دور نمايان مي‌شود و وقتي كه خورشيد غروب كرد به صورت تابش تيره رنگي نمايان مي‌شود . اين مورد اولين بار در دهه 1960 معلوم شد . اينطور فكر كردند كه قطعات بسيار ريز تا ارتفاع چند كيلومتري بالا ميرود و ذرات به محض اين كه باردار و يا خنثي مي‌شوند به صورت فواره در مي آيند .


    2- نظريه گرانش منفي ( نيروي ضد گرانشي يا جاذبه متضاد )
    همانطور كه قبلا توضيح داديم با بالا رفتن سرعت دوران الكترون ، پديده وارونگي ميدان الكتريكي براي آن روي ميدهد و بار الكتريكي آن مثبت خواهد شد و اصطلاحا به پوزيترون تبديل ميشود ، مبحث وارونگي ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد براي توليد زوج الكترون - پوزيترون ، بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده يكديگر را نابود نمي‌كنند . همين وضعيت براي نيروي جاذبه و يا ميدان گرانشي پيش بيني ميشود ، ولي تا آنجا كه ما ميدانيم ميدان گرانشي تك قطبي است . يعني مثل ميدان الكتريكي و مغناطيسي داراي دو قطب منفي و مثبت و يا N و S نيست . پس اگر وارونگي ميدان براي نيروي جاذبه و ميدان گرانشي بروز كند حاصل كار قطب منفي گرانشي يا نيروي جاذبه متضاد خواهد بود ، يعني نيرويي كه باعث راندن اجرام مثبت ميشود نه جذب آنها . اين پديده در بشقاب پرنده‌ها ديده شده است . آنها اجسام سبكتر از خود در پيرامونشان را به شدت رانده و از طرف خود پرتاب ميكنند و اين مسئله علي‌رغم اينكه ميتواند باعث پرتاب خود آنها از طرف ميدان گرانش سياره زمين با شتابي نزديك به 600 كيلومتر در مجذور ثانيه شود ( شتابي كه رادارهاي زميني فعلا ثبت كرده‌اند ) بلكه مانع تصادم خرده شهاب سنگها در فضا با آنها ميشود و همانطور كه دوست گرامي آرمين خان در تالار سایت اشاره نمودند اين نيروي ضد گرانش پيرامون بشقاب پرنده موجب ايجاد خلاء نسبي در اتمسفر شده كه مقاومت هوا در موقع شتاب گرفتن بشقاب پرنده از بين رفته و به علت وجود ميدان الكتريكي شديد پيرامون آنها ، گاز كم فشار يونيزه و نوراني خواهد شد . تا محدوده‌اي كه رادارهاي زميني كارآيي دارند سرعت آنها 7000 كيلومتر در ثانيه محاسبه شده است . در واقع با پرتابه‌هايي كه ما ميشناسيم همانند گلوله ( مرمي ) و موشك نمي توان آنها را هدف قرار داد ، اگر انرژی جنبشی و اینرسی بشقاب پرنده بيشتر باشد ، گلوله منحرف ميشود و اگر انرژی جنبشی گلوله بيشتر باشد بشقاب پرنده منحرف ميشود و به هر حال تصادم منجر به تلاشي بشقاب پرنده نمی شود و میدان گرانش منفی همچون ضربه گیره عمل می كند . سطح صيقلي و آينه‌اي آنها ميتواند تشعشعات قوي امواج الكترومغناطيسي مثل ليزر را منعكس كند هرچند كه لايه‌اي از كريستال كوارتز آنهم به قطر يك دهم تار مو سطح بشقاب پرنده‌ها را پوشانده است و اين لايه ميتواند مقدار بار الكتريكي سطح بشقاب پرنده را تشديد كرده و همچنين خاصيت آينه‌اي نيز به آن بدهد و از اكسیداسيون سطح بشقاب پرنده در اتمسفر زمين پيشگيري كند شاید سطح آنها مثل یك نیمه هادی نیز باشد ، روي هم رفته بشقاب پرنده‌ها قدرت مانور بسيار زيادي دارند ، براي اينكه آنها جلو يا عقب نداشته و ميتوانند در محيط كاملا كروي شكل تغيير مسير دهند ، آنهم با هر زاويه و سرعت یا شتاب دلخواهي كه بخواهند .


    اين وارونگي ميدان گرانشي چگونه روي ميدهد ؟
    چنین به نظر میرسد راه اول مكانیكی بوده و براي اينكار چرخاندن يك ديسك نسبتا سنگين مخصوص با سرعتي بسيار زیاد مناسب باشد . البته لازم به ذكر است كه آلياژ اين ديسك بايد مخصوص اين كار باشد يعني اين آلياژ تحت تاثير تنشهایی بايد مقاومت كششي فوق‌العاده زيادي داشته باشد تا در اين سرعت زاویه ای بالا ترك بر ندارد كه در صورت متلاشي شدن ، تكه‌هاي جدا شده آن بسيار مشكل ساز است ، به هر كجا كه بخورند نيروي انهدامي خيلي زيادي خواهند داشت و به هيچ وجه امكان كنترل تكه‌هاي آن وجود ندارد ، آنها به علت سرعت زياد قدرت نفوذي و انهدامي شهاب سنگها را دارند ، در زمان سقوط بشقاب پرنده‌ها به هر دليل ، در بعضي از موارد صداي انفجار مهيبي شنيده ميشود كه شاید علت آن برخورد شديد اين ديسك يا تكه‌هاي آن با زمين است ، آن هم در زماني كه خاصيت ضد گرانشي خود را از دست داده‌اند و اگر خاصيت ضد گرانشي داشته باشند به بيرون اتمسفر زمين پرتاب ميشوند . اين ديسكها ميبايست باردار بوده و درون محفظه‌اي مغناطيسي بدون اصطكاك و بدون تماس با هر چيزي و بدون بالانس ، دوران داشته باشند آنهم به صورت معلق در فضا . برسي‌هاي متالوژي در مورد آلياژهاي يافته شده از بقاياي بشقاب پرنده‌ها مويد اين موضوع است كه هيچ كشوري فعلا قادر به تهيه اين كريستالهاي فلزي نبوده و كشورهاي غربي و شرقي با كمال اطمينان از يكديگر خاطر جمع هستند و هيچ شك و ترديدي نسبت به يكديگر در مورد ساخت و يا بهره برداري از اين وسايل پرنده ندارند ، آنها در اين مورد كميته‌هاي مشترك نيز تشكيل داده‌اند ، تكنولوژي بشقاب پرنده‌ها فوق دانش بشري است كه محققين را سردرگم و حيران خود كرده است . عناصري در اين آلياژها يافت شده است كه در معادن سياره زمين وجود ندارد .

    عكس فوق يك بشقاب پرنده سقوط كرده را نشان ميدهد ، محل چرخش و دوران ديسكها در زير بشقاب پرنده كاملا مشهود است . قطر اين ديسكها چيزي در اندازه 2 متر است .
    بعضي از بشقاب پرنده‌هاي پيشرفته به جاي ديسك از دوران يك آلياژ كروي شكل يا كروي پخ شده ، آنهم در خارج از سفينه بهره ميجويند . به خاطر اينكه حجم كره تو پر مقاومت ايده‌عالي در مقابل دوران با سرعتهاي بسيار بالا دارد و در صورت بروز سانحه ، خسارتي به بشقاب پرنده وارد نمي‌شود ، در واقع نه تنها آنها توانايي كپي كردن كهكشانها را در مقياسهاي كوچك دارند ، بلكه قادرند ساختارهاي فيزيكي ذرات و اتمها را در مقياسهاي بزرگ تر كپي نمايند .
    تصوير فوق كره فلزي خارج شده از بشقاب پرنده‌ها و محل استقرار آنها را نشان ميدهد .
    يك سوال مهم در مورد نظريه فوق ؟
    سرعت زاويه‌اي ذراتي همچون الكترون بسيار بسيار زياد است ، يعني به رقمي تا اندازه فركانس اشعه گاما ( 22^10 الي 23^10 ) در پدیده زوج الكترون - پوزیترون میرسد ! آيا ميتوان به اين سرعتهاي زاويه‌اي بالا دست يافت ؟
    جواب سوال فوق ميتواند اينگونه باشد كه قطر ذرات اتمي خيلي كم بوده و درست است كه سرعت زاويه‌اي آنها فوق‌العاده زياد ميباشد ولي با اين قطر كم ، سرعت خطي نقطه‌اي فرضي در روي سطح فرضی آنها نسبتا كم خواهد بود و با افزايش قطر يك كره و يا يك ديسك ، ميتوان به اين سرعت خطي در محيط دیسك یا سطح كره ، بوسيله سرعتهاي زاويه‌اي كمتري دست يافت . به طور مثال اگر قطر يك ديسك دو برابر شود مسلما محيط آن دو برابر خواهد شد و براي حفظ سرعت خطي نقطه‌اي فرضي در روي محيط آن ديسك ، ميتوان سرعت زاويه‌اي آن را به نصف كاهش داد . يعني ما براي وارونه كردن ميادين الكتريكي و گرانشي ميتوانيم با افزايش قطر ديسك يا كره ، سرعت زاويه‌اي را كم كنيم ، لذا چنين به نظر ميرسد كه از اجسام بزرگ و توخالي هم ميتوان استفاده بهينه نمود . مبحث ( چگونگي پديدار شدن ميدان گرانش منفي ( نيروي ضد جاذبه ) )
    تولید و انتشار امواج گرانشی :
    همانطور كه در مباحث بعدی به آن اشاره خواهد شد ، میتوان چنین تصور نمود كه چون همیشه امواج به دو نوع عرضی و طولی مشاهده میشوند ( به طور مثال امواج S و P زلزله و امواج درون و سطح آب ) و مسلما سرعتهای متفاوتی نیز دارند كه امواج طولی همواره با سرعت بیشتری توسعه می یابند در نتیجه گرانش ماهیت الكترومغناطیسی دارد با این تفاوت كه نور موج عرضی است ولی گرانش موج طولی الكترومغناطیس است . پس اگر بتوان امواج الكترومغناطیسی را به صورت طولی تولید و منتشر نمود ، میتوانیم تاثیرات میدان گرانش و ضد آن را ایجاد كنیم كه در این صورت میتوان وزن خود را افزایش ، صفر و حتی منفی كرد . در مباحث بعدی در مورد ماهیت گرانش و .... توضیحات بیشتری ارایه خواهد شد .
    3- نظريه مغناطيس متضاد
    همانطور كه قبلا توضيح داديم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الكتريكي آنهاست به اين معني كه پاد پروتون بار منفي و پاد الكترون يا همان پوزيترون بار مثبت دارد ، در اين وضعيت هيدروژن و پاد هيدروژن يكديگر را در كنار هم تحمل نخواهند كرد و با يكديگر واكنش نشان داده و ذرات با هم ادغام ميشوند . اگر چنين باشد ماده و پاد ماده در عالم ميبايست مدتها پيش در هم ادغام و عالم منهدم مي شده است ، ولي تا به امروز اينچنين اتفاقي روي نداده ، علت آن چه ميتواند باشد ؟
    زماني كه پاد ماده متراكم شده و اجرام سماوي و كهكشانها را تشكيل ميدهد مسلما ميادين الكتريكي و مغناطيسي نيز پديدار خواهند شد ، مغناطيسي كه توسط پاد ماده پديدار ميشود مغناطيس متضاد ناميده ميشود به اين معني كه اين مغناطيس متضاد به جاي اينكه آهن ماده را جذب كند ، آن را دفع مينمايد و در عوض آهن پاد ماده را جذب خود خواهد كرد و به اين دليل توده‌هاي ماده و پاد ماده در عالم همديگر را دفع و تصادمي مابين آنها پديدار نمي شود البته اين مسئله در حد يك حدس و گمان است چرا كه در اين صورت امواج الكترومغناطيس توليد شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از ميادين گرانشي قوي ماده ، بجاي اينكه به طرف مركز گرانش انحراف پيدا كنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا به امروز چنين پديده‌اي مشاهده نشده است ، هرچند كه در كيهان مناطق ظاهرا تهي كشف شده است و چنين پنداشته ميشود كه ماده در آنها حضور ندارد و ممكن است اين مناطق در ظاهر تهي ، محل حضور پاد ماده باشند كه نور منتشره از آنها در كيهان به علت وجود نيروي دافعه با ماده پراكنده شده و به اين خاطر كم انرژي و تهي به نظر برسند . به هر حال اگر چنين فرض كنيم كه مغناطيس متضاد وجود دارد ميتوان چنين فرض كرد كه درون بشقاب پرنده ، هسته‌اي دوار با بار الكتريكي منفي و در بيرون آن بار الكتريكي مثبت وجود دارد . بعضي مشاهدات نشان داده است كه اشيايي همچون عينك و سگك كمر بند و ساعت و اسلحه و ... در كنار بشقاب پرنده‌ها داغ و سوزان شده و همچنين رانده و پرتاب ميشوند كه نشان از توليد اين نوع مغناطيس بخصوص و القاي الكتريكي آن است . هرچند كه علت اين پديده ميتواند به علت فركانس بالاي ميدان الكترومغناطيسي پيرامون بشقاب پرنده نيز باشد كه بر فلزات القا ميشود و علت رانش و پرتاب ، همان گرانش منفي يا جاذبه متضاد باشد .
    "/ مقايسه تابش زمينه كيهاني و تصوير راديويي . در هر دو ، ناحيه‌اي با تابش كم انرژي ديده مي‌شود .
    به تازگي دانشمندان دانشگاه مينسوتا مقاله‌اي در نشريه «استروفيزيكال» (Astrophysical Journal) منتشر كردند و توضيح دادند كه حبابي خالي از هر چيز را در كيهان كشف كرده‌اند . خالي از هرگونه ماده مانند كهكشان ، سحابي ، سياه چاله و حتي خالي از ماده تاريك .
    در اين بررسي كه در آن از «آرايه عظيم تلسكوپ‌هاي راديويي» (VLA) استفاده شد ، دانشمندان به اختلاف دمايي اندكي در محدوده خاصي از پس زمينه كيهاني برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمايي در حدود يك ميليونيوم درجه سانتيگراد را آشكار كند .
    فاصله اين حباب خالي از ما نزديك به يك ميليارد سال نوري است . برخورد با چنين بخش‌هاي «خالي» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد اين حباب خيلي بزرگ است . چنان عظيم كه در هيچيك از شبيه سازی‌هاي كامپيوتري ، مشابه آن پيش بيني نمی‌شد و اين باعث شگفتي همگان شده است .

    مقايسه تابش زمينه كيهاني و تصوير راديويي . در هر دو ، ناحيه‌اي با تابش كم انرژي ديده مي‌شود .
    اين يافته‌ها در پروژه «بررسي تمام آسمان» با آرايه عظيم VLA در قالب طرح NVSS به دست آمده است . در اين بررسي ، دانشمندان به صورت اتفاقي به كم شدن معنادار تعداد كهكشان‌هاي واقع در منطقه‌اي از صورت فلكي «نهر» برخوردند .
    با بررسي اين ناحيه به وسيله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمينه كيهاني ، اين نتيجه به دست آمد كه بخشي كم انرژي منطبق بر آنچه VLA يافته بود در آن منطقه قرار دارد . به اين دليل نام اين منطقه را « لكه سرد » ( WMAP cold spot ) گذاشته‌اند . به نظر می‌رسد عامل اختلاف سطح انرژي در پس زمينه كيهاني در اين منطقه ، نبود ماده باشد . "
    اينك ميتوانيم چنين فرض كنيم كه در اين مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج الكترومغناطيس توليد شده ، پراكنده ميشوند و به ما نمي رسند و يا اينكه كمتر ميرسند و در طول مسیر ، تحت تاثیر برهمكنش با ماده ، دچار تغییراتی میشوند كه ما چنين استنباط ميكنيم كه اينها حفره‌هاي خالي از ماده در كيهان بوده و سردتر هستند . زماني كه بشقاب پرنده‌ها در جايي فرود مي آيند و سپس بلند ميشوند ، علائمي دال بر سوختگي مشاهده ميشود كه از خود تشعشعات رادیواكتیو ساطع ميكنند كه به علت برانگیخته شدن عناصر است و علت آن ميتواند انتشار تشعشعات شديد الكترومغناطيسي از هر نوع ممكن توسط بشقاب پرنده ها باشد كه روی هسته عناصر موثر است . به طور خلاصه برای تمامی ذرات ، پاد ذره در نظر گرفته میشود و میتوان الكترومغناطیس متضاد را پاد فوتون در نظر گرفت .


    4- الكتروگراويتي :
    اين پديده در مبحث زير توجيه شده و در مورد آن توضيحاتي ارايه ميشود .
    فضاي مشبك ، الكتروگراويتي و نيروهاي پيشران و اسپين در فضا

    انرژي مورد نياز بشقاب پرنده‌ها از كجا تامين ميشود ؟
    در اتمهاي عناصر موجود در عالم ، دوران هميشگي هسته و چرخش دائمي الكترونها پيرامون هسته وجود دارد ، بدون اينكه درون اتم مولد يا منبع انرژي طبق تعاريف ما وجود داشته باشد و يا اينكه از خارج به آنها انرژي داده شود . چنين به نظر ميرسد كه بشقاب پرنده‌ها نيز از اين چنين نيروهاي اتمي و انرژي نامحدود هسته‌اي برخوردارند . در واقع منبع نيرو و يا مولد انرژي كه ما ميشناسيم و تعريف كرده‌ايم درون بشقاب پرنده‌ها شناسايي و يافت نشده است براي اينكه آنها ميتوانند ساختارهاي اتمي را در مقياسهاي بزرگ كپي كنند .

    سرعت بشقاب پرنده‌ها :
    طبق تعاريف فعلي " / يكي از نتايج مهم نظريه نسبيت ، رابطه ميان جرم و انرژي است . اين اصل كه سرعت نور بايد به ديد همه يكسان باشد ، نشان مي داد كه هيچ چيز نمي تواند از نور سريع تر حركت كند . آنچه روي مي دهد اين است كه با مصرف انرژي و وارد كردن نيرو براي شتاب دادن به ذره يا سفينه ، جرم شي افزايش مي‌يابد و شتاب بيشتر دادن به آن را دشوارتر مي سازد . شتاب دادن به ذره تا سرعت نور ناممكن است زيرا به مقدار نامتناهي انرژي و نيرو نياز دارد "
    زماني كه لوكوموتيو بخار و واگن‌هاي قطار ساخته مي‌شدند ، عده‌اي بر اين باور بودند كه جسم انسان توانايي حركت با سرعتي بيشتر از دويدن اسب را ندارد و بالاترين حد سرعت را كورس اسبهاي مسابقه ميدانستند . محدوديتي را كه نسبيت براي سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط براي جرم با نيروي گرانشي مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نيروي گرانش منفي صادق نيست ، زيرا بعد از اينكه ميدان ضد گرانش پيرامون جرم توليد شد ، اين مقدار جرم را نمي توانيم اندازه گيري كرده و داخل اين معادلات نسبيت كنيم ، براي اينكه جرم حقيقي پشت اين ميدان گرانش منفي ، مخفي و صفر و حتي منفي به نظر ميرسد . جرم و گرانش يك جسم ، دو پارامتر وابسته به همديگر در عالم فيزيكي هستند . پس ميتوانيم چنين فرض كنيم ، زماني كه ميدان گرانش منفي جسمي پديدار شد ، جرم ظاهري آن در معادلات صفر و حتي منفي به نظر ميرسد و شتاب دادن به آن تا سرعت نور و حتي بيشتر از آن كار سهل و آساني است . از لحاظ رياضي مي توانيم چنين بيان كنيم كه بشقاب پرنده‌ها به نوعي با كسري جرم نه جرم منفي مطلق مواجه ميشوند يعني چيزي شبيه به همان پيش بيني جرم سكون صفر براي فوتون در نظريه نسبيت ، چرا كه سرعت انتقال طولي فوتون معادل سرعت نور است و اگر حركت موجي آن را در نظر گرفت ، سرعت آن چند برابر سرعت نور ميشود . اينها همگي بيانگر اين واقعيت است كه قوانين نسبيت براي اجرام با گرانش مثبت وضع شده است و اين نتیجه گیری نمي تواند در مورد اجرام با گرانش منفي صادق باشد براي اينكه با پديدار شدن ميادين گرانشي منفي ، حقايق و تعاريف فيزيكي به گونه‌اي ديگر است . نام اين مكان را ميتوانيم حباب ضد گرانشي نام گذاري كنيم .
    مشكل ديگري كه براي رسيدن به سرعت نور مطرح ميشود ، مشكل مقاومت فضا یا خلا است ، يعني مشكل مشابهي كه قبلا براي هواپيماها وجود داشت يعني مشكل مقاومت هوا كه اين مشكل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشكال ايروديناميك و همچنين افزايش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرنده‌ها هم اينچنين است آنها با تغييراتي در شكل هندسي بشقاب پرنده‌ها و استفاده از ميادين الكترومغناطيسي و حباب ضد گرانشي و .... ميتوانند بر بيشتر مشكلات چيره شوند و به سرعتهاي بسيار زياد و باور نكردني دست يابند . اصولا سرعت حركت نور در كيهان سرعت بسيار كندي به نظر ميرسد و با سرعت نور نمي توان در كيهان جا به جا شد و سفر در كيهان نياز به سرعتهاي بسيار بيشتر از سرعت نور دارد كه البته دسترسي به آن مقدور است و قوانين نسبيت نمي توانند هيچگونه محدوديتي اعمال كنند . شواهدي وجود دارد كه يوفوها سفاين فضايي مادر هم دارند كه در سفرهاي طولاني از آنها استفاده مي‌كنند .
    به بيان ديگر همانطور كه مي‌دانيم ميدان‌هاي الكتريكي و مغناطيسي دو قطبي هستند ( مثبت و منفي ، N و S ) . قطب‌هاي همنام همديگر را دفع ولي قطب‌هاي غير همنام يكديگر را جذب مي‌كنند . اگر ما گرانش را يك ميدان فرض كنيم ، آن تك قطبي است و جالب است كه قطب‌هاي همنام همديگر را جذب مي‌كند . چنين تصور ميشود كه ميدان گرانشي كه ما شناخته‌ايم قطب دومي هم دارد كه ميبايست اين دو قطب غير همنام همديگر را دفع كنند ، يعني برعكس حالت قبلي مربوط به ميدان الكتريكي يا مغناطيسي . به طور مثال :

    F نيروي جاذبه ، G ثابت جهاني گرانش ، M1 M2 دو جرم از نوع مثبت و r فاصله مابين مركز آن دو است . اينك يكي از اجرام ميبايست منفي شود تا نيروي جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبديل شود يعني :

    اينك اين جرم منفي را وارد معادله هم ارزي جرم و انرژي نسبيت مي‌كنيم ، مسلما حاصل كار انرژي منفي خواهد بود .
    يعني اگر ما بتوانيم ميدان گرانش جسمي را صفر كنيم ، جرم آن مثل فوتون فرضي صفر ميشود و با كوچكترين انرژي ميتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولي اگر ميدان گرانش آن را منفي كنيم ، جسم از طرف ميدان گرانش مثبت اجرام سماوي مثل زمين و خورشيد پرتاب ميشود ، آنهم بدون صرف هيچگونه انرژي ، و سرعت آن ميتواند به بينهايت هم برسد . اين پديده واقعا در بشقاب پرنده‌ها ديده شده است ، شتاب ثقل 600 كيلومتر بر مجذور ثانيه البته تا جايي كه رادارهاي زميني توان اندازه گيري داشته‌اند . جهت درك مفهوم انرژی منفی به مبحث وارونگي ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد براي توليد زوج الكترون - پوزيترون ، بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده يكديگر را نابود نمي‌كنند مراجعه نمایید . چنين تصور ميشود كه اين نيرو باعث شتاب در انبساط عالم ميشود كه آن را با تعاريف ديگري انرژي تاريك ناميده‌اند و ماهيت آن فعلا براي فيزيكدانان مبهم و ناشناخته است .
    m جرم جسم در حال حركت ، m0 جرم سكون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه كه اتفاق مي‌افتد اين است كه با رسيدن به سرعت نور جرم به طرف منهاي بينهايت ميل مي‌كند و نيروي دافعه نيز بينهايت خواهد شد يعني :

    يعني بشقاب پرنده‌ها در عرض چند ثانيه از ميدان گرانش منظومه شمسي و در عرض چند دقيقه از ميدان گرانش كهكشان راه شيري به بيرون پرتاب ميشوند .
    در مبحث افزايش سرعت و افزايش توان راكتور شتاب دهنده فضاپيما توضیحات بیشتری ارایه میشود .



    تخليه الكتريكي پيرامون بشقاب پرنده‌ها :

    عكس شماره يك ، ابر نو اختري را نشان ميدهد كه مدتها پيش منفجر شده است ، همانطور كه قبلا اشاره كرديم علت نوراني شدن گازها ، ميدان الكتريكي قوي پيرامون جرم نوتروني است ، همين وضعيت ميتواند براي بشقاب پرنده‌ها نيز روي دهد ، عكس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سكون بر فراز شهر است ، عكس شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ايجاد هاله الكترومغناطيسي است 4 - تشديد ميدان الكترومغناطيسي توام با يونيزه شدن شديد هواي پيرامون و پرتاب بشقاب پرنده با شتاب خيلي زياد .

    تصوير فوق عكسهايي از بشقاب پرنده‌هاست كه در تاريكي شب گرفته شده‌اند .

    همانطور كه ميدانيم رابطه نزديكي مابين طوفانهاي مغناطيسي خورشيد و شفق قطبي وجود دارد براي اينكه طوفانهاي مغناطيسي خورشيد ميتوانند در اتمسفر سياره زمين القا شده و ميادين الكتريكي بوجود آورند كه اين پديده باعث تخليه الكتريكي و يونيزه شدن و نور افكني گازها ميشود كه در پيرامون بشقاب پرنده‌ها نيز همين روي داد اتفاق مي‌افتد . در حقيقت بشقاب پرنده‌ها در خلاء خارج از سياره زمين نور افكني از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سياره زمين از خود نور ساطع ميكنند . مبحث ( طرز تشكيل شفق قطبي &nbsp




    شناسايي اشيا پرنده :
    اشيا پرنده ساخته شده توسط انسانها همگي ساختار ايروديناميك دارند ، يعني شبيه پرندگان و حشرات پرنده نظير سنجاقك هستند و نشانه‌هايي از بال و دم در آنها مشهود است ، ولي شكل هندسي اشيا پرنده ساخته شده توسط سرنشينان يوفوها فاقد حالت ايروديناميك بوده ، شكل هندسي آنها اكثرا مدور و به حالت قرينه مي‌باشد و با نور شديد در شب همراهند كه در رادارها نيز چند برابر بزرگتر از اندازه واقعي ديده ميشوند و اين نشانه بزرگي ميدان الكترومغناطيسي و ضد گرانشي پيرامون آنهاست ، در حالي كه اشيا پرنده جنگي مربوط به انسانها اكثرا بدون توليد نور و رادار گريز طراحي ميشوند و بيشتر پروازهاي شبانه دارند ، بشقاب پرنده‌ها در حال پرواز صدا ايجاد نمي كنند ولي هواپيماهاي ملخ دار و جت ها ، صدايي مخصوص به خود دارند . هرگونه تهاجم بشري و تير اندازي با گلوله و موشك حتي تابش اشعه ليزر به بشقاب پرنده‌ها بي فايده است . البته آنها شرايط رواني انسانها را خوب درك كرده و در صورت گشوده شدن آتش ، واكنشهاي دفاعي دارند و از درگيري اجتناب مي كنند . و اين عمل انسانها را ناديده طلقي كرده و خون سردي خود را حفظ مي كنند . و شايد اين درگيري مختصر براي آنها جنبه شوخي و سرگرمي يا قدرت نمايي هم داشته باشد . همانطور كه انسانها همواره تجهيزات نظامي خود را آزمايش مي كنند ، يوفوها نيز توانايي هاي خود را محك ميزنند ، شواهدي وجود دارد كه آنها همواره در مانورهاي نظامي و آزمايش تسليحات جنگي انسانها شركت داشته و مداخله هم ميكنند ، آنها توانايي كاملي جهت كنترل جنگ افزارهاي انساني را دارند . و چنين به نظر ميرسد كه در صورت بروز جنگ هسته‌اي گسترده‌اي ، قادر به كنترل جنگ بوده و مانع آسيبهاي بيولوژيك در سياره زمين خواهند شد .


    تصاويري كه در كادر قرمز رنگ قرار گرفته‌اند جزو وسايل نقليه يوفوها طبقه بندي نمي شوند و به احتمال زياد مربوط به تحقيقات سري صنايع هوا و فضاي انسانها ميشود كه تصادفا مشاهده و اشتباها در وسايل نقليه يوفوها طبقه بندي شده است .



    قرمز گرايي و سرعت كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها :
    همانطور كه ميدانيم كهكشانهايي كه با سرعت از ما دور ميشوند نور ارسالي از آنها به طرف ما به طيف قرمز تمايل پيدا ميكند و از اينرو ميتوان سرعت آنها را محاسبه كرد . اگر سرعت اين كهكشانها به صورت فزاينده‌اي افزايش يابد يعني چيزي نزديك به سرعت نور شود ، نور ارسالي از جانب آنها به سوي ما از محدوده نور مريي خارج و به طرف امواج راديويي تمايل پيدا ميكند كه فقط قابل رديابي توسط گيرنده هاي مايكروويو و راديو تلسكوپ‌هاست . اينك اين سوال مطرح ميشود كه اگر سرعت آنها فراتر از سرعت نور شود ، چه اتفاقي براي نور ارسالي آنها خواهد افتاد ؟
    مسلما طول موج نور در اين حالت بخصوص آنقدر كش خواهد آمد تا تقريبا فركانس و تواتر آن به صفر ميل كند و ديگر قابليت شناسايي را نخواهد داشت . در حقيقت خيلي از چيزها منجمله بعضي از كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها بالاتر از سرعت نور حركت ميكنند كه قابل رديابي توسط امواج الكترومغناطيسي نمي باشند و چنين به نظر ميرسد كه سرعتي بالاتر از سرعت نور در عالم وجود ندارد چون چيزي كه با سرعت بيشتر از نور حركت كند ديده نمي شود ، چه با چشم و تلسكوپ نوري و چه با راديو تلسكوپ و يا گيرنده مايكروويو . به طور كلي بشقاب پرنده‌ها يك نوع پيكو كهكشان آزاد محسوب ميشوند .


    چه استنباطي در مورد ساختار اولیه فيزيكي بشقاب پرنده‌ها مي توان داشت ؟

    انديشه و ذهنيت فعلي ما ميتواند چنين باشد كه ؛
    1- عكس بالا سمت چپ ، عكس گرفته شده از يك بشقاب پرنده در آسمان است 2 - تصوير بالا سمت راست شبيه سازي همان عكس به صورت سه بعدي ميباشد 3 - تصوير پايين نماي برش خورده از همان مدل ماست كه ديسك گرداني را با سرعت متغير و قابل كنترل در پايين آن در نظر مي گيريم ، همانطور كه گفته شد اين ديسك گرانش منفي يا جاذبه متضاد توليد مي كند و ميتواند در دو جهت دوران داشته باشد .
    در مركز بشقاب پرنده گوي فلزي چرخاني با بار الكتريكي قوي ، همانند هسته عناصر در نظر مي گيريم كه ممكن است اين گوي و ديسك باهم ادغام شوند . اين گوي نيز ميتواند در دو جهت دوران داشته باشد و ميتواند هم بار الكتريكي منفي داشته باشد و هم بار مثبت . بدنه فلزي بشقاب پرنده هم ميتواند يا بار الكتريكي منفي داشته باشد و يا بار الكتريكي مثبت . اينك با در نظر گرفتن اين گزينه‌هاي متعدد ميتوان بيشتر از شش حالت ممكن فيزيكي براي يك بشقاب پرنده در نظر گرفت كه آن را قادر ميسازد در شش جهت جلو و عقب ، راست و چپ ، بالا و پايين حركت و شتاب داشته باشد . مارپيچ قرمز رنگ ميدان الكتريكي و مارپيچ سبز ميدان گرانش منفي و منحني هاي آبي رنگ بيانگر ميدان مغناطيسي يا مغناطيسي متضاد است . نكته جالب اينجاست كه چگالي بار الكتريكي در لبه‌ها و قسمت‌هاي برجسته بشقاب پرنده فوق‌العاده زياد است و اين قسمتها بيشتر از مناطق ديگر در اتمسفر سياره زمين نور منتشر مي كنند و درخشان ديده ميشوند ، چيزي كه ما آن را هاله ميدان الكتريكي مي‌ناميم كه به همراه ميدان گرانشي منفي ، قدرت انحنا حتي برش ميدان مغناطيسي يا مغناطيسي متضاد را دارد . همانطور كه از شكل فوق بر مي آيد جا براي استقرار سرنشين يا سرنشينان براي هدايت بشقاب پرنده به حد كافي وجود دارد .


    آيا بشقاب پرنده‌ها واقعيت داشته و ماهيت فيزيكي دارند ؟
    اولا حكايت بشقاب پرنده‌ها حكايت چوپان دروغگو است ، براي اينكه عده‌اي آنقدر دروغ و قصه موهوم تحويل مردم داده‌اند كه اكثر انسانها حاضر به قبول واقعيتها در مورد بشقاب پرنده‌ها نيستند و با شك و ترديد به موضوع مي‌نگرند ، دوما وجود و عدم وجود بشقاب پرنده‌ها در زندگي بيشتر مردم عادي بي‌تاثير است و آنها لزومي جهت توجه به اين موضوع را ندارند مگر براي سرگرمي آنهم در برنامه‌هاي تلويزيوني و سينما و يا بازي هاي كامپيوتري و .... ، براي اينكه انسانها از مواد غذايي تغذيه مي‌كنند نه از بشقاب پرنده‌ها و لزومي هم ندارد كه با مردم عادي در اينچنين مواردي گفتگو و بحث كرد براي اينكه آنها هيچ علاقه‌اي هم به اينچنين موضوعاتي ندارند زيرا تا حد كافي در زندگي خود مشكلات دارند و اين ضرب‌المثل قديمي كه " به فكر نان باش كه خربزه آب است " ، ولي دانستن اين موضوعات براي بعضي از اشخاص منجمله خلبانان و فرماندهانشان و مسئولان كنترل پرواز و همچنين فضا نوردان مسئله‌اي حياتي است كه در اين رابطه آنها آموزشهاي محرمانه‌اي را پشت سر مي‌گذارند براي اينكه آشكار شدن بعضي از حقايق ميتواند پيامدهايي را در جامعه به دنبال داشته باشد كه براي اكثر حكومتها و دولتها خوش آيند نيست منجمله ترس و وحشت ناشی از درگیری یا حمله آنها ، سوما عده‌اي از انسانها خود را عقل كل و برترين و هوشمندترين موجودات هستي ميدانند كه وجود بشقاب پرنده‌ها را با ماهيت واقعي خودشان در تناقض مي‌يابند و همواره سعي در انكار اين پديده‌ها را دارند و در كل اين موضوع بيشتر به سياستمداران مربوط ميشود تا محققين و دانشمندان ، براي اينكه فعلا گرانش سياره زمين بزرگترين مانع براي سفرهاي فضايي انسانها است و اين موضوع توسط فيزيكدانان كاملا قابل درك و احساس است و آنها از حقايق باخبر هستند ، چهارما بعضي حكومتها و قدرتها خود را قوي‌ترين موجودات هستي ميدانند و با آشكار شدن توانايي هاي بشقاب پرنده‌ها و سرنشينانشان ، اعتبار آنها لكه دار ميشود و سعي ميكنند هميشه تحقيقات و شواهد در اين مورد را مخفي و محرمانه نگه دارند و اگر موضوعي دستگيرشان شد صرفا خودشان بهره بردار باشند نه ديگران ، اينگونه مطالب فوق سري محسوب ميشود و در حيطه دستگاه‌هاي امنيتي طبقه بندي ميشود ، البته ما بايد به اين موضوع بخصوص فقط از ديد علمي بنگريم براي اينكه شناخت پديده‌هاي فيزيكي ، ميتواند كمك شاياني در پيشبرد آگاهي‌ها و دانش بشري داشته و صد البته تاثيرات مهمي در نحوه زندگي انسانها دارد و دير يا زود حقايق آشكار ميشوند و شايد زماني فرا رسد كه انسانها مجبور باشند با سرنشينان بشقاب پرنده‌ها همزيستي مسالمت آميزي داشته باشند . چنين به نظر ميرسد كه آنها با انسانها در مورد اكوسيستم سياره زمين شراكت دارند براي اينكه آنها بعد از جنگ جهاني دوم و اولين انفجار هسته‌اي ، بيشتر مشاهده شده و بيشتر از همه با انسانها بر سر مسئله آلودگي محيط زيست درگير شده‌اند و شايد انسانها در حال وارد كردن بزرگترين صدمه و لطمه به ادامه نسل و تداوم حيات آنها هستند و خود انسانها از اين موضوع غافلند كه در راه نابودي خود نيز قدم بر مي‌دارند و چنين به نظر ميرسد كه انسانها كبوتراني هستند كه در آشيانه عقابها تخم گذاشته‌اند . آنها نسبت به دو فعل انسانها همواره حساسيت خاصي دارند 1- تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا 2- تحقيقات و فعاليتهاي هسته‌اي ، و بيشتر از همه جا در اين دو مكان يعني جايي كه تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا و تحقيقات و فعاليتهاي هسته‌اي انجام ميشود ، حضور دارند . جالب است بدانيم كه تنها كشورها و حكومتها براي يكديگر در تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا و هسته‌اي مشكل و محدوديت ايجاد نمي‌كنند بلكه در كل بشقاب پرنده‌ها و سرنشينانشان بزرگترين مانع سر راه انسانها هستند و چنين به نظر ميرسد كه آنها هرگز نخواهند گذاشت تا پاي انسان به فضا گشوده شده و انسانها بر كيهان مستولي شوند . بهترين راه براي انسانها در اين مورد بخصوص ، واقع گرا بودن و مواجه شدن با حقايق از راه و شيوه عقلاني درست و علمي است چرا كه انسانها با موجودات فوق‌العاده باهوشي سرو كار دارند و صد البته اتخاذ شيوه‌هاي نادرست ميتواند براي انسانها بسيار مخاطره آميز باشد يعني شروع جنگي كه از روز قبل شروع آن ، انسانها شكست خورده ميدان هستند و در نهايت صدمه‌اي به چوپان دروغگو وارد نمي شود و اين گوسفندان هستند كه طعمه گرگها ميشوند .
    موضوع جالبتر اين است كه انسانها در بيشتر موارد توانايي درك و توجيه پديده‌هاي فيزيكي مشاهده شده از يوفوها را ندارند و بنابه اين اصل به اين نتيجه ميرسند كه آنها وجود ندارند و صرفا زاييده خيال و توهم هستند براي اينكه ممكن نيستند . شايد اين مسئله به نوعي واكنش دفاعي شخص در مقابل جنون و براي بقاي هوش و عقل لازم باشد . اگر در آينده وجود يوفوها براي بشريت مسلم و اثبات شود ، آن روز ، روز تنزل انسان از مقام موجود فوق هوشمند و با شعور به مقامي با هوش و شعور متوسط است و به خاطر همين مسئله ،‌ تحقق موجوديت آنها براي بشريت زياد خوش‌آيند نيست .

    سخن آخر اينكه سعي ميشود مطالب اين مبحث جنبه فيزيكي داشته باشد نه سياسي ، اجتماعي و ...... كه در نهايت ميتوانيم نتيجه بگيريم كه با شناخت ساختار فيزيكي كهكشانها ميتوان به ساختار فيزيكي بشقاب پرنده‌ها پي‌برد و بر عكس اين موضوع نيز ممكن است . البته اقدام به ساختن بشقاب پرنده توسط انسان ميتواند بسيار خطرناك باشد ، مثل اين است كه كسي سرش را وارد كندوي عسل كند ، در اين مورد بخصوص هجوم و حمله يوفوها چنين به نظر ميرسد كه گروهي و دسته جمعي باشد ، يعني آنها مثل ملخها لشكر كشي مي‌كنند و آسمان منطقه را آكنده از بشقاب پرنده مي‌كنند .


    همانطور كه اشاره شد شواهد نشان داده است كه يوفوها تمايل چنداني به تحقيقات هوا - فضا و هسته‌اي انسانها ندارند و همواره انسانها را تحت نظر گرفته و در بعضي از موارد اقدام به سرقت اشخاص و وسايل و خراب كاري در تجهيزات هم كرده‌اند . خيلي از كساني كه در اين رابطه مشغول تحقيقات بوده و به نتايجي هم رسيده‌اند ، ناگهان ناپديد و مفقودالاثر شده‌اند كه تا به امروز كاملا مشخص نشده است كه انسانها در اين كار دست داشته‌اند يا يوفوها . و صد البته كه فعلا چيز مهمي دستگير ما نشده است تا خطري مواجه ما باشد و انشا الله خطري هم شما را تهديد نمي‌كند براي اينكه كنجكاوي ، مطالعه و برسي علمي جرم و خطا محسوب نمي‌شود و همه اين موضوع را مي‌دانند حتي خود يوفوها و مسئله مهم استفاده از علم و دانش در راه درست و سالم است و شايد از راه شناخت ساختار كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها بتوان به غائله بحران انرژي و آلودگي محيط زيست در ميان انسانها خاتمه داد و در نهايت خود يوفوها وارد معامله شوند ، چرا كه شناخت اين پديده تنها جنبه ساختن تجهيزات جنگي ندارد و صد در صد موضوعي كاملا علمي و فيزيكي است .
    آلبوم عكس سرنشينان UFO's
    آلبوم عكس بشقاب پرنده‌ها
    ویرایش توسط harch : 03-27-2012 در ساعت 03:34 PM



  8. --
  9. #263

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    شهر ارواح

    این شهر که در آلمان واقع شده بعد از جنگ جهانی بصورت یک شهر متروکه در آمده است وهم اکنون خالی از سکنه میباشد . افرادی زیادی در طول جنگ در این شهر کشته شده اند و داستانهای زیادی درباره ارواح سرگردان صدای گریه کودکان در شب و ... درباره این شهر بر سر زبانها افتاده است .

















  10. 5 کاربر از پست مفید harch تشکر کرده اند .


  11. --
  12. #264

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    کشف چند آدم کوچولو در تهران


    سرزمین لی لی پوت ها، شهری که آدم های کوتاه قد کوتوله در آن زندگی می کردند و ناخدا گالیور که در یک سفر دریایی کشتی توفان زده اش می شکند وامواج او را بی هوش به ساحل جزیره ای می برند. او وقتی که به هوش آمد و این طرف و آن طرف را نگاه کرد، کلی آدم کوچولو را اطرافش دید که دست و پاهایش را بسته بودند.
    سفرهای گالیور را می گویم، نوشته جاناتان سویفت.یکی از آثار ماندگار کلاسیک برجسته دنیا که برخی از ما آن راخوانده ایم و فیلم ها و کارتون های بسیاری براساس آن تهیه شده است. حال تصور کنید این ادم کوچولو ها وجود دارند!
    تصور نکنید واقعا وجود دارند این واقعیت برای ما هم غیر قابل باور بود تا اینکه یکی از آن ها را از نزدیک دیدیم !
    عکسی که مشاهده می کنید یکی از همین آدم کوچولو هاست و جالب است بدانید که صاحبش ادعا می کند زنده یکی از همین آدم کوچولو ها را هم در اختیار دارد
    نکته ی جالب ماجرا جایی است که مسئولین امر هم از این موضوع آگاهند و عکس العمل خاصی نشان نمی دهند !
    گزارش تعامل حاکی است اگر چه تا کنون وجود آدم کوتوله ها در حد یک افسانه و یا شایعه باقی مانده بود، اما در شرق استان کرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاک بیرون آورده شده که به دلیل ساختار کوچه ها و خانه های آن و کوچک بودنشان به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. شهری که قدمت آن به 5 هزار سال پیش برمی گردد. هر چند تا به حال کسی در این منطقه آدم کوتوله ها را به چشم خود ندیده و اطلاعات چندانی از ساکنان این شهر توسط باستانشناسان به دست نیامده است،اما وجود شهر کوتوله ها در شهداد وقایعو افسانه های مختلفی را در پی داشته است. نکته قابل توجه درخصوص این شهر نوع معماری عجیب خانه ها و کوچه های آن می باشد .به طوری که دیوارها، سقف، تنور، طاقچه ها و تمام اجزاء خانه های آن برای افرادی ساخته شده که از قامت بسیار کوتاهی برخوردار باشند، به همین دلیل شهر شهداد به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. با این حال بر سر اینکه آیا واقعا این شهر کوتوله ها می باشد یا نه اختلاف نظر هایی وجود دارد.برخی از مردم محلی وکارشناسان عقیده دارند که به دلیل ساختار کوچک بناهای آن، این شهر باید برای انسان هایی ساخته شده باشد که دارای قامتی بسیار کوتاه بوده اند، زیرا دیوارها و تمامی بناهای این شهر بسیار کوتاه هستند. از سوی دیگر برخی باستانشناسان نیز با رد این مسئله آن را افسانه پنداری می دانند و می گویند که این شهر به مرور زمان وبراثرفرسایش کوچک شده و دیوارها ی آن به این دلیل کوتاه شده اند.
    آخرین بررسی ها و کاوش های باستانشناسی در محوطه باستانی شهداد نشان می دهد که ساکنان این محوطه شهر باستانی شهداد را به علت خشکسالی و با امید بازگشت ترک کردند، اما پنج هزار سال است که دیگر به این محوطه باز نگشته اند حال این موجودات عجیب الخقه به واقعیت نزدیک می شوند تعامل امادگی دارد که با کمک کارشناسان امر صحت موضوع را به اثبات برساند


    منبع: تعامل نیوز



  13. کاربر روبرو از پست مفید harch تشکر کرده است .


  14. --
  15. #265

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    نوشته ها
    1,375
    موضوع ها
    79
    سپاس
    264
     
    545سپاس شده در 296 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض شاید شما جزو ربوده شده ها باشید

    سالهاست که بسياری از انسان ها با مراجعه به سازمان های تحقيقاتی يا روانکاوان حکايت ربوده شدن خود را توسط فرازمينی ها نقل ميکنند و طی هیپنوتيزم تمام خاطرات خود را طی زمان ربوده شدن به ياد می اورند. ربوده شدگان از مليت های گوناگون هستند اما اظهارات مشابهی ميکنند که بسيار حيرت انگيز است. در اکثر موارد حافظه ربوده شده (از زمان ربوده شدن تا بازگشت) پاک می شود.



    حال اگر هر کدام از شما بعضی از اين نشانه ها را در خود ميبينيد. بهتر است به سازمان های مطالعاتی در باره موجودات فرازمينی مراجعه کنيد تا مورد ازمايش قرار بگيريد. بعضی از اين نشانه ها به تنهايی حاکی از ربوده شدن شما توسط فرازمينی ها است و بعضی ديگر نياز مند به وجود نشانه های بيشتری است.ضمن اينکه ممکن است بعضی نشانه ها را کسی داشته باشد اما ربوده نشده باشد. و تنها موارد بيماری باشد.

    بعضی از این نشانه ها ممکن است غیر واضح یا درک نشدنی باشند. که برای توضیح انها باید گفت ان نشانه ها فقط برای کسی که ان را دارد قابل درک است.



    1. از دست دادن زمان به مدت يک ساعت يا بيشتر بدون اينکه بتوانيد برای ان علتی بيابيد. (برای مثال راننده ای ساعتی را در بی خبری می گذراند و وقتی به خود می ايد خود را مايل ها دور تر از مکان اوليه می يابد.)



    2. ايا در رختخواب خود دچار نوعی فلج شده ايد؟ در حالی که احساس ميکنيد موجودی در اتاق تان است؟



    3. داشتن زخم ها يا نشانه های غير عادی روی بدن که علتی برای ان نيافته ايد. (برای مثال جای کنده شدگی روی پوست - زخم هايی به صورت خط مستقيم - زخم های مثلثی شکل - زخمی روی سقف دهان يا بيني - جای زخم يا بر امدگی زير يا داخل گوش و ... )



    4.د يدن نور های نورانی به صورت نور يا برق های ناگهانی در خانه يا محل ديگر.



    5. داشتن خاطره ای از پرواز بالای سطح زمين در حالی که ميدانيد رويا نيست و يا خواب ديدن بيش از اندازه پرواز کردن.



    6. داشتن تصويری که ناخوداگاه در حافظه تان است و نميتوانيد ان را فراموش کنيد (مثل صورت يک فرازمينی - فرايند ازمايش بر روی انسان - يک سوزن جراحی - يک ميز جراحی - بچه پوست و استخوانی و لاغر! يا ... )



    7. ديدن اشيای نورانی کوچک بيرون خانه تان يا در حال وارد شدن از پنجره اتاق تان.



    8. ديدن خواب های زياد در مورد بشقاب پرنده ها - نورهای رنگارنگ و موجودات فرازمينی.



    9. ديدن يک منظره جالب و شوک بر انگيز از بشقاب پرنده ها يا ديدن چند باره انها در طول زندگيتان.



    10. داشتن نوعی هشياری و اطلاعات زياد در مورد کيهان و عالم هستی و علاقه به انسان شناسی و کنجکاوی در رفتار انسان ها - علاقه به مطالعه محيط - گياه خواری - و داشتن هشياری اجتماعی.



    11. احساس قوی در مورد داشتن يک ماموريت يا انجام يک کار بزرگ يا شبيه به اين ها بدون اينکه بفهميد اين اجبار از کجا ناشی مي شود.



    12. داشتن احساس مرموز در مورد اينکه شما انسان بخصوص يا يک ((انتخاب شده)) هستيد.



    13. اتفاق افتادن وقایع غير طبيعی در طول زندگیتان که نميتوانید توضيح دهید و احساس اضطراب پس از ان.



    14. داشتن توانايی زياد روحی. برای مثال دانستن اينکه اتفاقی قرار است بيفتد قبل از اينکه ان حادثه پيش ايد.







    15. دیدن دو چشم خيره در رویا. مانند چشم حيوانات (جغد - اهو ) يا داشتن خاطره ای گنگ در مورد اينکه حيوانی به شما نگاه می کند و ترس از چشم پس از ان!



    16. نمیه شب از خواب پريدن با وحشت و اضطراب زياد.



    17. عکس العمل شديد وقتی تصوير يک فرازمينی را ميبينيد. اعم از خوشحالی يا نفرت از ان.



    18. داشتن ترس زياد و غير قابل توضيح. (برای مثال از ارتفاع - مار ها - عنکبوت ها - حشرات بزرگ - صداها ی بلند - نورهای درخشنده - امنيت شخصی يا تنهايی)



    19. داشتن تبحر در حل کردن مشکلات به تنهايی.



    20. ديدن فلج شدن يا بيحرکت ماندن شخصی که کنارتان است يا کنارتان خوابيده.



    21. داشتن خاطره از وجود مکان مخصوصی که معانی روحی برای شما داشته در بچگی.



    22. بودن شخصی در زندگيتان که ادعا ميکند در نزديکی شما يک سفينه يا يک موجود عجيب ديده و پس از ان شما برای مدتی مفقود شده ايد.



    23. قطرات خون يا لکه های عجيب روی ملافه يا بالش تان در حالی که سابقه نداشته.



    24. علاقه زياد به موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی يا مطالعه زياد درباره ان ها.



    25. نفرت بيش از حد در مورد موضوع بشقاب های پرنده و موجودات فرازمينی ها بطوری که نمی خواهيد در باره شان بحث کنيد.



    26. ناگهان مجبور شده ايد به سمت مکان ناشناخته ای رانندگی - يا پياده روی - کنيد.

    (بعضی از ربوده شدگان اظهار کرده اند تا اخرین لحظات نمی خواسته اند به محلی که ربوده شده اند بروند اما نیرویی انها را مجبور کرده بدون اینکه خوشان بخواهند.)



    27. داشتن احساس اينکه تحت نظر هستيد و به مدت طولانی شما را نگاه مي کنند. بخصوص در شب



    28. ديدن يک رويا يا خواب که داريد از يک پنجره بسته يا ديوار مايع مي گذريد.







    29. ديدن مه يا دود عجيب در مکانی که نمی تواند وجود داشته باشد.



    30. شنيدن صداهای عجيب وزوز يا صداهای ضربان دار بدون اينکه بفهميد منشا انها کجاست؟



    31. خون دماغ شدن بطوری که قبلا سابقه نداشته يا بيدار شدن از خواب در حالی خون دماغ شده ايد.







    32. داشتن مشکل و درد در کمر یا گردن. یا بیدار شدن در حالی که بدنتان سخت شده و قادر به خم کردن اعضا نیستید.



    33. داشتن سینوزیت مزمن یا بیماری های بینی.



    34. احساس اینکه اطراف بدنتان میدان الکترونیکی دارید که به طرز عجیبی عمل میکند. ( برای مثال وقتی از کنار تیر چراغ برق رد می شوید خاموش میشود. یا وقتی به تلویزیون یا رادیو نزدیک می شوید تحت تاثیر بدنتان قرار می گیرند.)



    35. دیدن یک پیکر روپوش دار نزدیک منزل یا کنار تختخواب تان.



    36. صداهايی تکرار شونده گاه و بيگاه در گوشتان مي شنويد. بخصوص در يک گوش.



    37. داشتن ترس غير عادی از پزشک و خودداری از درمان کردن و مصرف دارو.



    38. داشتن بی خوابی يا اختلال در خوابيدن.



    39. ديدن خواب و رويا در مورد پزشکان و اعمال انها.



    40. سردرد های متوالی و گاه و بيگاه. بخصوص در سينوس ها - يکی از چشم ها يا گوش ها



    41. داشتن توانايی های فوق طبيعی مثل دریافت ناگهانی يا داشتن بصيرت.



    42. تمايل به داشتن رفتار های اعتياد اور.(تکرار زياد بعضی از اعمال)



    43. دريافت پيام های تله پاتيکی از فرازمينی ها.



    44. شنيدن صدايی خارجی که از درونتان با شما سخن می گويد. به شما دستور ميدهد يا شما را راهنمايی می کند.

    45. از گنجه يا کمدتان ميترسيد.







    46. احساس اين که بايد خيلی هشيار باشيد و یا ((کسی)) شما را خواهد گرفت.



    47. خيلی سخت به افراد اعتماد مي کنيد.



    48. ديدن خرابی و ويرانی در يک رويا. (عده ای از ربوده شدگان اظهار داشته اند موجودات فرازمينی با نشان دادن تصاويری از نابودی زمين به انها هشدار داده اند که انسان ها باید مراقب محيط زيست زمين باشند.)



    49. احساس اينکه نمي بايست در مورد موضوع بشقاب پرنده ها يا موجودات فرازمينی صحبت و یا حتی فکر کنيد.



    50. حساس اينکه بعضی از اين نشانه ها را داريد اما خاطره ای از فرازمينی ها يا ربوده شدن توسط انها در ذهنتان نيست.
    Who I am, who I’m not, who I want to be


    freedom 4 palestine

    قوانین اخطار و امتیاز منفی

    سایت در فیس بوک

    :. save the planet :.

  16. کاربر روبرو از پست مفید mad at LOST تشکر کرده است .


  17. --
  18. #266

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    نوشته ها
    1,375
    موضوع ها
    79
    سپاس
    264
     
    545سپاس شده در 296 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض حقایقی در مورد بشقاب پرنده ها

    چه کسی با بشقاب پرواز کرد؟

    نخستين گزارش از ديدن بشقاب پرنده به ۱۵۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح(ع) بر مي گردد. در كتاب هاي افسانه اي به جا مانده از اين دوران كه در زمان سلطنت فرعون تاتموس سوم نوشته شده، آمده است كه دايره هاي نا آرام و پليدي كه نور درخشاني داشته اند در آسمان مصر باستان مشاهده شده است.
    از همراهان لشكر اسكندر مقدوني نيز نقل شده كه گفته اند هنگام عبور لشكريان اسكندر مقدوني از يك رودخانه دو شيء پرنده و نوراني به آنها حمله كردند. اين حمله باعث رم كردن اسب ها شد و سربازان به آن رودخانه، رود شيطاني لقب دادند.
    ۱۰۰ سال قبل از تولد حضرت عيسي(ع) هنگام شروع جنگ ايتاليا وقتي فرمانده لشكر روم مشغول خواندن اعلاميه جنگ بود، صداي عظيمي از آسمان شنيده شد و كره اي از آتش كه رنگ طلايي داشت به سرعت طرف مشرق رفت و ناپديد شد.
    ۷۰ سال پس از ميلاد مسيح (ع) و در يك روز بهاري، يك شبح نوراني در آسمان قسمتي از اروپا ديده شد. ۱۰ سال بعد نيز در سفر يكي از امپراتوران روم باستان شعله هاي نوراني عجيبي بر فراز يك جنگل كه محل عبور امپراتور بود ديده و گزارش شد.
    «كريستف كلمب» كاشف قاره آمريكا، در سال ۱۴۹۲ ميلادي، هنگامي كه در حال دريانوردي به سمت قاره آمريكا بود از بالاو پائين رفتن يك شيء نوراني در آسمان خبر داد و مشخصات آن را در دفتر يادداشت كرد. او فكر مي كرد اين پديده نشانه رسيدن به خشكي است. حدود ۲۰۰ سال پس از كريستف كلمب، يكي از اعضاي انجمن سلطنتي انگلستان در مشاهدات خود نوشته است: من در حال عبور از پارك بودم كه ناگهان نوري از پشت درختان برخاست و به آسمان رفت. بعد از بالارفتن شيء حالت آن به شكل افقي درآمد و با سرعت زياد دور شد.
    بشقاب پرنده در ايران
    آخرين و تازه ترين مشاهده، اشيايي از اين دست در كشورمان مربوط به فروردين ماه است. خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) اعلام كرد يك شيء نوراني در آسمان مشكين شهر ديده شده است. در شب هاي بعدي مشاهده اين اشياي نوراني در آسمان شهرهاي تبريز، اردبيل، آزادشهر و گنبدكاووس گزارش شد. اهالي شهر تبريز مي گفتند كه شيء پرنده از خود نور سبز و قرمز و آبي خارج مي كرد و سرعت كمي داشت. كارشناسان بر اين عقيده اند كه اين اشياي نوراني پرنده مربوط به آثار باقي مانده ستاره دنباله دار است كه آثار آن در اين موقع سال نمايان شده است.
    در سال ۱۳۵۵ گزارشي از مشاهده بشقاب پرنده از سوي خلبانان و مأموران برج كنترل فرودگاه مهرآباد داده شد.
    در آن زمان، در آسمان تجريش چند شيء نوراني مشاهده مي شود و به خلبان جعفري مأموريت داده مي شود تا با يك هواپيماي جنگنده اف.۴ موضوع را بررسي كند.
    خلبان مي گويد: پس از پرواز به يك توپ درخشان نزديك شدم كه نور بنفش و سفيد و نارنجي از خود خارج مي كرد. وقتي نزديك شدم رادار و وسايل هدايت كننده از كار افتاد.
    بشقاب پرنده چيست؟
    يوفو (UFO) خلاصه شده عبارت موجود پرنده ناشناخته است. يوفو يعني هر شيء پرنده ناشناخته. اين شيء ممكن است يك هواپيما يا يك ماهواره باشد. معني يوفو حتماً اين نيست كه شيء ناشناخته از فضاهاي دور دست يا كهكشان به زمين آمده باشد. سال هاي دهه ۵۰ و ۶۰ پر است از سيل گزارش هاي ديدن بشقاب پرنده.
    بسياري از اين گزارشات صحت علمي ندارد و تأييد نشده است ولي تا امروز حدود ۴ ميليون گزارش مشاهده بشقاب پرنده اعلام شده است.
    بعضي از اين گزارش ها چون از سوي فضانوردان داده شده، براي مردم قابل باورتر است. سرنشينان آزمايشگاه فضايي اسكاي لب نيز ادعا كرده اند كه به مدت ۸ دقيقه از يك شيء پرنده ناشناس كه رنگ قرمزي داشته است فيلمبرداري كرده اند.
    نظر دانشمندان
    دانشمندان مي گويند كه گاهي سلول هاي سطح چشم مي ميرند و از آن جدا شده و در مايع خارج چشم شناور مي شوند. درست مثل وقتي كه در حال استراحت چيزهايي را مي بينيم كه با حركت مردمك چشم از اين سو به آن سو مي روند. ممكن است اين اشياي ناشناس و خارجي نيز چنين حالتي داشته باشند و واقعاً وجود نداشته باشند.
    البته نمي توان به اين سادگي ديدن اشياي پرنده را توجيه كرد اما ممكن است تعدادي از اين ۴ ميليون گزارش مربوط به خطاي ديد باشد. به اين خطاي چشم «فلوتر» يا «مگس پران» مي گويند. بعضي دانشمندان بر اين عقيده اند كه توفان هاي خورشيدي و باقي مانده شعله ها و زبانه هاي آتش خورشيد دليل ديدن اشياي ناشناس است.
    برخي فكر مي كنند اين اشيا متعلق به موجودات فضايي است. ممكن است در سيارات و كرات ديگر كه در فاصله بسيار دوري از ما قرار دارند موجود فضايي وجود داشته باشد اما اين موجودات براي رسيدن به زمين بايد هزاران سال با سرعت نور طي كنند تا به كره زمين برسند اما به نظر شما منطقي است كه آنها اين مسافت طولاني را فقط براي مانور دادن در برابر چشم ما طي كنند؟
    صاعقه هاي توپي
    گاهي رعد و برق و شرايط آب و هواي توفاني باعث توليد نوع خاصي از صاعقه مي شود. به اين حالت صاعقه توپي مي گويند. در اوايل خردادماه سال گذشته در منطقه مرزن آباد مازندران يك شيء نوراني گرد مشاهده شده بود كه خرابي به وجود آورده بود. مي گفتند در بين توفان و صاعقه ناگهان گلوله اي نوراني به رنگ سفيد و درخشان با سرعت به سمت زمين آمد، با دو درخت برخورد كرد، درخت هاي زيادي شكست و دوباره به مسير خودش ادامه داد. در صاعقه هاي معمولي، مولكول هاي هوا براثر رعد و برق بار الكتريكي مي گيرند و براي لحظاتي درخشان مي شوند اما در بعضي شرايط اين مولكول هاي باردار شده در يك وضعيت دايره اي شكل قرار مي گيرند و مانند توپ درخشان به حركت درمي آيند. انرژي زياد درون آنها پس از برخورد با اشياي ديگر به صورت صدايي بلند آزاد مي شود. اين برخورد خرابي به بار مي آورد. درباره موجودات فضايي فيلم هايي ساخته شده و داستان هايي نوشته شده است. اما در واقع همه اين فيلم ها و داستان ها تخيلي است و موضوع بشقاب پرنده ها هنوز به عنوان يك ابهام باقي مانده است.





    اشرف پورمند

    روزنامه ايران، شماره 3712 به تاريخ 23/5/86، صفحه 16 (كودك (بادبادك))

    ---------- نوشته جدید در ساعت 03:13 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در ساعت 03:12 PMبود ----------

    آیا در 2012 یوفوها به زمین می آیند؟

    سایت گروه مجلات همشهری: موجوداتی با شاخک‌های کوتاه، انسان نماهایی رنگ پریده، چشمانی درشت و تماماً سیاه که گاهی نوری قرمز از آن متصاعد می‌شود و به زبانی خاص صحبت می‌کنند، با بشقاب پرنده‌ای دیسکی شکل که دور تا دورش با چراغ پوشیده شده است و دائم خاموش و روشن می‌شوند. اینها توصیفاتی راجع به موجودات فضایی است که از زبان کسانی شنیده می‌شود که ادعا می‌کنند آنها را دیده یا صدایشان را شنیده‌اند. حتی به تازگی نیز این بشقاب پرنده‌ها بر فراز بسیاری از شهرهای دنیا دیده شده و همچنین از آنها عکس و فیلم گرفته شده است. گزارش دیدن برخی ازاین بشقاب پرنده‌ها درچند روزپیاپی درشهرهای مجاور هم شنیده شده که این موضوعی قابل بحث و بررسی توسط موسسات فضایی است.


    موجودات فضایی بر فراز برج کنترل
    در شب ششم دسامبر 2010، اسکات سی وارینگ که در برج مراقبت فرودگاه لس آنجلس کار می‌کند، همان‌طور که با دوربین مشغول نگاه کردن به اطراف بود به سمت آسمان چرخید و با صحنه‌ای باور نکردنی روبه رو شد. اسکات اجسامی نورانی با بال‌های بلند دید. او می‌گوید: «در همان نگاه اول، یاد بشقاب پرنده‌هایی افتادم که در سال 1996 در آریزونا دیده شده بود و هزاران نفر از مردم دیدن آن را تایید کرده بودند.» در همان لحظه، اسکات تصویر دوربین را به صورت زنده برای تمام برج پرواز به نمایش گذاشت و آنها نیز توانستند بشقاب پرنده را ببینند. اشیای نورانی از بالای فرودگاه رد شده و به بزرگراه رسیدند اما هیچ گزارشی از کسانی که در بزرگراه در رفت و آمد بودند مبنی بر دیده شدن آنها اعلام نشد. اسکات در گزارش خود گفته بود که بشقاب پرنده‌ها را درست یک ماه قبل نیز در همین مکان دیده بوده اما چون دور بودند به خوبی متوجه آنها نشده است؛ بنابراین با هیچ کسی صحبتی در این مورد نکرد؛ ولی این بار آنها بسیار نزدیک بودند و حتی بدون دوربین هم به خوبی قابل دیدن بودند.
    اسکات معتقد است حتماً آنها پایگاهی در آن اطراف دارند که تا به حال دو بار به آنجا آمده‌اند. این در حالی است که تحقیقات همچنان در مورد فیلم گرفته شده توسط اسکات ادامه دارد.


    خبرنگار به دنبال یوفو

    لیندا مولتون - خبرنگار مشهور سی‌بی‌سی - روز هجدهم دسامبر 2010پس از شنیدن اینکه در چند روز متوالی یک بشقاب پرنده در بعضی ‌نقاط دنیا از جمله فلوریدای آمریکا، ژاپن و تونس دیده شدند، تصمیم گرفت برای تهیه گزارش به یکی از این مناطق برود که در نهایت فلوریدای آمریکا را برای سفر انتخاب کرد.
    در گزارش‌های مردم گفته شده بود که این بشقاب پرنده دیسکی‌شکل بوده و دور تا دور آن را چراغ‌هایی با نور نارنجی پوشانده بود. نکته جالب توجه این بود که در گزارش‌هایی که از مردم این کشورها می‌رسید، همه بشقاب پرنده را یک جور توصیف کرده بودند و این موضوعی بود که محققان را به بررسی‌های بیشتر وا داشت.
    طبق گفته‌های مردم، نور این بشقاب پرنده آن‌قدر زیاد بود که آسمان را روشن کرده بود و همچنین صدایی شبیه به هواپیما داشت. لیندا از یکی از شاهدان به نام استفان مکلنری راجع به بشقاب پرنده سوالاتی کرد. استفان در پاسخ این چنین گفت: «ناگهان صدایی عجیب در آسمان پیچید که همه را متوجه خودش کرد؛ شیئی پرنده با شکلی عجیب در آسمان پرواز می‌کرد و نورهای نارنجی رنگ دور آن دائما خاموش و روشن می‌شد. بشقاب پرنده همین طور نزدیک‌تر می‌شد تا اینکه حتی می‌توانستیم تعداد چراغ‌های آن را بشماریم. آنها هفت عدد بودند و یکی پس از دیگری خاموش و روشن می‌شدند. بعد از آن دوباره چرخش‌کنان بالا رفتند و در دوردست از نظر ناپدید شدند.»


    موجودات فضایی در دهکده

    گس گارسیا که در دهکده‌ای دورافتاده نزدیک به شهر لندن زندگی می‌کند، در شب 16 جولای 2010 با صداهای عجیب و غریبی از خواب بیدار شد. ابتدا فکر کرد صدای باد است که در شاخه‌ها می‌پیچد اما وقتی از پنجره بیرون را نگاه کرد، با صحنه‌ای باورنکردنی رو‌به‌رو شد. او بشقاب پرنده‌ای را دید که بسیار نزدیک به زمین پرواز می‌کرد و گویا قصد فرود داشت. نور‌های خیره‌کننده آن چشم‌های گس را اذیت می‌کردند. بشقاب پرنده کمی در آنجا مکث کرد و سپس با سرعت دور شد.
    گس تا صبح فکر می‌کرد تمام چیزهایی که دیده است فقط یک توهم بوده و حتی شاید در خواب دیده باشد اما وقتی برای کار به سمت شهر حرکت کرد، از زبان دیگران نیز توصیفاتی شبیه به آنچه خودش دیده بود می‌شنید. گس در همان روز گزارشی تهیه کرده و به مرکز تحقیقات فضایی لندن ارائه داد.


    یوفوها در شهر بازی
    ساعت ده شب شانزدهم اکتبر 2010، در شهربازی بونا در بورلی هیلز دیده شدن شیء ناشناخته موجب هراس و فرار مردم از پارک شد. ترن هوایی مشغول کار بود که ناگهان کسانی که در بالاترین نقطه ریل بودند متوجه یک بشقاب پرنده درست بالای سرشان بودند. مامور ترن فورا آن را خاموش و مسافرانش را پیاده کرد. یکی از شاهدان به نام بونه کلایمز می‌گوید:« به نقطه اوج رسیده بودیم که ناگهان شیئی نورانی بالای سرمان ظاهر شد. وحشت ترن را فراموش کرده بودیم. باورم نمی‌شد که یک بشقاب پرنده را از نزدیک دیده‌ام، من هیچ‌گاه به یوفوها اعتقاد نداشتم و آنها را باور نمی‌کردم اما آنچه می‌دیدم واقعی بود.
    این گزارش به سرعت به مرکز فضایی ارائه شد و آنها نیز به سرعت یک گروه را به منطقه اعزام کردند اما تا رسیدن آنها بشقاب پرنده از آنجا رفته بود. پارک برای تحقیقات بیشتر تخلیه شد ولی هیچ مدرکی از وجود بشقاب پرنده در این پارک پیدا نشد و تنها مدرکی که سازمان فضایی می‌توانست به آن استناد کند، صحبت‌های مردم و فیلم‌ها و عکس‌های گرفته شده توسط آنها بود.


    به دنبال شاهدان یوفوها
    این اتفاق در ساعت پنج بعدازظهر اول دسامبر 2010 در سانتا مونیکای کالیفرنیا به وقوع پیوست. جاناتان الکس و همسرش مشغول قدم زدن در خیابان بودند که ناگهان سه شیء عجیب در آسمان دیدند. جاناتان به سرعت تلفن همراه خود را آماده کرد تا از آنها فیلم بگیرد، حتی مجبور شد مدتی را نیز دنبال آنها بدود تا بتواند تصویر بهتری بگیرد اما آنها خیلی سریع حرکت می‌کردند. جاناتان توانست فیلمی بسیار کوتاه از آنها بگیرد؛ چراکه همه چیز در چشم‌برهم‌زدنی اتفاق افتاده بود. براساس توصیفات جاناتان و همسرش، آنها بزرگ و مدور بودند و دورتادورشان چراغ‌هایی با نور خیره‌کننده قرار داشت که امکان دیدن قسمت بالای بشقاب پرنده را ناممکن می‌کرد و شیء ناشناس را تنها می‌شد از قسمت زیرینش مشاهده کرد. در فیلم کوتاهی که جاناتان از این اشیای ناشناس گرفته بود، اجسامی پرنده و عجیب به چشم می‌خوردند که به حالت چرخشی و مارپیچی حرکت می‌کردند.
    گویا روی امواج دریا شناور بودند. جاناتان می‌گوید: «ما واقعا نفهمیدیم آنها چه بودند، فقط خیلی ترسیده بودیم و چون خیابانی که در آن قدم می‌زدیم کمی پرت و دورافتاده بود، به غیر از ما شخص دیگری در آن اطراف نبود و همین مساله بر ترس ما می‌افزود.»
    خبر دیده شدن این اشیای ناشناس و فیلم کوتاهی‌ را که گرفته شده بود از چند شبکه تلویزیونی کالیفرنیا پخش کردند و بعد هم از مردم خواسته شد که اگر آنها هم توانسته‌اند بشقاب پرنده‌ها را ببینند، توضیحات خود را برای سازمان فضایی شرح دهند.
    در ساعت ده صبح همان روز، مایک رنه که ساکن اوکلند در کالیفرنیا بود، گزارشی به سازمان فضایی داده بود که براساس آن مایک درحالی‌که مشغول رانندگی در یکی از خیابان‌های اطراف شهر بود، همان سه شیء پرنده را دیده و با ماشین تا خارج از شهر دنبالشان رفته بود. مایک در گزارشش آورده بود: «من تنها سه گوی عجیب و نورانی می‌دیدم که در آسمان این سو و آن سو می‌رفتند، سعی کردم از آنها فیلمی تهیه کنم اما دائم مسیر خود را تغییر می‌دادند. فیلم من 15 دقیقه‌ای است اما حرکت بشقاب پرنده‌ها آن‌قدر سریع بود که به خوبی قابل دیدن نیستند. آنها پشت یک تپه رفتند که من دیگر نمی‌توانستم با ماشین آنجا بروم، بنابراین پیاده شدم و شروع به دویدن کردم، هنوز به تپه نرسیده بودم که نوری بسیار شدید دیدم. نور آن‌قدر زیاد بود که تا چند لحظه چشمانم جایی را نمی‌دید. وقتی روی تپه رسیدم، آنها ناپدید شده بودند. دوباره در آسمان به دنبالشان گشتم اما اثری از آنها نبود.»


    موجودات فضایی در ایتالیا

    می‌توان به جرات گفت که ایتالیا یکی از کشورهایی است که تا به حال موارد بسیاری از دیده شدن بشقاب پرنده‌ها را گزارش کرده و بیشتر این اتفاقات در دهکده‌های اطراف آن رخ داده است. در 29 جولای 2010 گزارشی دیگر از دیده شدن یوفوها در نزدیکی میلان در ایتالیا به دست سازمان فضایی رسید که در این گزارش مردم ادعا کرده بودند پرواز شیئی قرمز رنگ و گرد را بر فراز سرشان دیده‌اند. آنها گفته بودند این شیء پرنده هر چند ثانیه یک بار رنگ خود را تغییر می‌داد ولی در نهایت قرمز می‌شد. برخی از آنها به سرعت تلفن‌های همراه خود را درآورده و فیلم گرفته بودند اما در جایی که بشقاب پرنده‌ها نزدیک زمین شدند و همه فکر می‌کردند که فرود آمده‌اند، هیچ اثری از آنها پیدا نشد، فقط در چند مورد، فرو رفتن چمن‌ها نشان از نشستن یک جسم گرد و سنگین در آن محل بود. اخبار بشقاب پرنده‌های دیده شده در ایتالیا بارها از شبکه‌های خبری از جمله فاکس نیوز پخش شد.


    مثلث آمبر

    ساعت هفت بعدازظهر یازدهم نوامبر 2010، شیئی شبیه بومرنگ ولی نورانی در آسمان کالیفرنیا دیده شد. این شیء برخلاف دیگر بشقاب پرنده‌ها که به سرعت این سو و آن سو می‌روند، بسیار آرام حرکت می‌کرد و نور یا صدای آزاردهنده‌ای هم نداشت.
    تام برندلی، یکی از شاهدان ماجرا می‌گوید:« در ابتدا آن‌قدر بالا بود که فقط جسمی نورانی به نظر می‌آمد ولی وقتی با دوربین شروع به فیلم‌برداری کردم، شکل آن که بیشتر شبیه یک بومرنگ بود، مشخص شد. این بشقاب پرنده سه گوش بود که در هر گوشه آن یک لامپ پرنور قرار داشت. همین طور که مشغول فیلم گرفتن بودم ناگهان سرعتش زیاد شده و از نظر ناپدید شد.» در همان روز این بشقاب پرنده با همین مشخصات در ساعت 6:30 بعدازظهر در نزدیکی فرودگاه شمال غرب سانفرانسیسکو نیز دیده شده بود. طبق گفته شاهدان، این شیء در حدود 150 متر بالا‌تر در آسمان پرواز می‌کرد و از برج مراقبت فرودگاه به وضوح دیده می‌شد. دوربین‌های فرودگاه هم این وقایع را ضبط کرده بودند.
    در این زمان تمامی رادارهای فرودگاه از کار افتادند که همین امر باعث نگرانی مسوولان شده بود. یکی دیگر از شاهدان ماجرا به نام سارا ویلسون می‌گوید: «این بشقاب پرنده مثلثی بود و یک چراغ نورانی در هر گوشه از آن قرار داشت و بعد از گذشت چند لحظه بشقاب پرنده تا حدود 1000 متر بالا رفت به طوری که دیگر قابل مشاهده نبود و تنها چراغ‌های آن از دور مانند نور سیگار دیده می‌شد. اما نکته‌ای که در مورد این بشقاب پرنده عجیب بود، طی کردن مسافت غرب به شرق با سرعتی بسیار کم حتی آرام‌تر از هواپیما بود.»
    نکته جالب اینجا بود که پس از رد شدن این شیء از بالای فرودگاه، تمام رادارها کار خود را آغاز کردند. تمام این گزارش‌ها در همان روز به سازمان تحقیقات فضایی آمریکا – موفان – داده شد. اما این پایان ماجرا نبود زیرا این گزارش‌ها در چند روز بعد نیز در کالیفرنیا و شهر‌های اطراف آن شنیده می‌شد و مشخصات ارائه شده توسط شاهدان دقیقا مانند نمونه‌ای بود که در روز اول دیده شده بود.
    یکی دیگر از این گزارش‌ها مربوط به ساعت 1:45 بامداد روز چهاردهم نوامبر و دیگری در ساعت 2 بعد از ظهر روز پانزدهم بود. سازمان موفان همچنان در تلاش برای فهمیدن راز این بشقاب پرنده است که نام آن را مثلث امبر گذاشته است.


    تخم‌مرغ پرنده

    یازدهم اکتبر 2010، شیئی تخم‌مرغی شکل و عجیب بر فراز بزرگراه 12 در برنت وود در نزدیکی لس‌آنجلس دیده شد که تعجب شاهدان را برانگیخت، این بشقاب پرنده با همین مشخصات در سیزدهم فوریه نیز دیده شده بود. مت ویلیامز 29 ساله اولین شخصی بود که در هنگام رانندگی در بزرگراه با این یوفوها مواجه شده بود. با دیدن این صحنه او ناگهان ترمز کرد و با دقت به اشیای پرنده ناشناخته خیره شد.
    مت می‌گوید «آن‌قدر صحنه برایم عجیب بود که اصلا به خطرناک بودن ترمز کردن در وسط بزرگراه فکر نمی‌کردم. ابتدا گمان کردم یک بالن معمولی است اما وقتی با دقت به نورهای آن نگاه کردم مطمئن شدم بشقاب پرنده است. من موفق شدم فیلم کوتاهی از آن بگیرم. این بشقاب پرنده تخم‌مرغی کاملا بدون صدا و با سرعت بسیار بالایی حرکت می‌کرد. رنگ آن نقره‌ای بود و دور تا دورش گویا چراغانی شده بود ولی چون هوا روشن بود نور چراغ‌ها به خوبی دیده نمی‌شد.
    در آن لحظه متوجه شدم سیستم رهیاب اتومبیلم از کار افتاده است. بسیار ترسیده بودم اما متوجه شدم به جز من افراد دیگری هم که از بزرگراه عبور می‌کردند بشقاب پرنده را نگاه می‌کنند.»
    در سال 2010 یوفوها در مناطق دیگری از دنیا مشاهده شدند و آن‌قدر مکان‌های گزارش دیده شدن آنها متفاوت بود که جمع‌آوری تمامی آنها خودش به اندازه یک سال طول می‌کشد، در این گزارش به مهم‌ترین گزارش‌های رسیده در زمینه دیده شدن یوفوها اشاره شد اما سوال این است که سال 2010 تمام شد و به زودی 2011 فرا می‌رسد، اما آیا ادعای استنلی فولهام به واقعیت خواهد پیوست؟

    ---------- نوشته جدید در ساعت 03:20 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در ساعت 03:13 PMبود ----------

    بشقاب پرنده، سرعت بسیار بالایی داشت و در امتداد جاده حرکت می کرد. گاهی با سرعت بسیار زیاد مثل نور به جلو می رفت، می ایستاد و دوباره بر می گشت...
    به گزارش خبرنگار فرهنگی - اجتماعی شبکه خبری آتی نیوز؛ شب گذشته اهالی رشت از مشاهده چند شیء شبیه بشقاب پرنده خبر دادند که از سمت شهر رشت به سمت بندرانزلی در حرکت بود.

    یکی از شاهدین دختر دانشجویی بود که ساعت 19:30 شب گذشته از رشت به سمت بندرانزلی در حرکت بود. وی در گفتگو با خبرنگار آتی، مشاهدات خود را اینگونه توصیف کرد:

    در اتوبوس به سمت انزلی در حرکت بودم که ناگاه شیئی بسیار عجیب، کمی کوچکتر از هلی کوپتر را دیدم. اما اصلا شباهتی به هلی کوپتر نداشت. بیشتر شبیه یک بشقاب گرد بود و بسیار نزدیک زمین حرکت می کرد. این شیء گرد که به نظر من بشقاب پرنده بود سرعت بسیار بالایی داشت و در امتداد جاده حرکت می کرد. گاهی با سرعت بسیار زیاد مثل نور به جلو می رفت، می ایستاد و دوباره بر می گشت.
    وی در ادامه توصیفات خود افزود: زیر آن دو لامپ قرمز قرار د اشت که یکی ثابت و دیگری چشمک زن بود. گاهی به زمین نزدیک و گاهی دور می شد. اول فکر کردم یکی است اما وقتی به انزلی نزدیک شدیم، 3 تای آنها را دیدم که با نزدیک شدن به داخل شهر لا بلای ساختمان ها گم شدند.
    در حال حاضر گزارش دیگری در این زمینه به دست ما نرسیده است. گفتنی است پیش از این نیز خبر مشاهده چنین اشیائی در شهر رشت، در اخبار و رسانه ها گزارش شده بود.
    Who I am, who I’m not, who I want to be


    freedom 4 palestine

    قوانین اخطار و امتیاز منفی

    سایت در فیس بوک

    :. save the planet :.

  19. --
  20. #267
    در این دنیا برای کفری کردن آدمهای رذلی که میخواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سخت تر کنند راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    ایــــ تهــران ـــران
    سن
    43
    نوشته ها
    12,386
    موضوع ها
    2005
    سپاس
    26,110
     
    35,659سپاس شده در 10,449 پست
    نوشته های وبلاگ
    51
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : شاید شما جزو ربوده شده ها باشید

    به نظر من این تاپیک نباید تو بخش متفرقه‌ی سریالها باشه.مدیر بخش لطفن رسیدگی کنن

  21. 2 کاربر از پست مفید .:SiSiBK:. تشکر کرده اند .


  22. --
  23. #268

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    نوشته ها
    1,375
    موضوع ها
    79
    سپاس
    264
     
    545سپاس شده در 296 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : شاید شما جزو ربوده شده ها باشید

    کسی هست اینجا بیشتر از 10 تا علامت رو داشته باشه؟
    Who I am, who I’m not, who I want to be


    freedom 4 palestine

    قوانین اخطار و امتیاز منفی

    سایت در فیس بوک

    :. save the planet :.

  24. --
  25. #269

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    عكس بشقاب پرنده تهران سال 1978


    1978 مه 13، 04:00 صبح ، شیراز / تهران ، ایران . جمشيد سعيدي پور 16 ساله این عکس بشقاب پرنده را از پنجره آپارتمان پدر و مادر خود گرفته است. بشقاب پرنده در آسمان يكجا معلق بود. عکسهای گرفته شده در تاریخ 18 مه سال 1978 در روزنامه «تهران مجله» منتشر شد و در فایل آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا به ثبت رسید. در سال 1980 ، فایل اين عكس با قانون آزادی اطلاعات منتشر شد.اين عكس جزو يكي از واضحترين و بهترين عكسهاي گرفته شده از بشقاب پرنده در جهان است.


    tehran , iran


    May 13, 1978, 4.00 a.m., Shiraz/Tehran, Iran 16 year old student Iamshid Saiadipour took this photograph of a UFO through the window of his parent’s apartment. The object was hovering motionless in the night sky. The picture was published on May 18, 1978 by the newspaper «Tehran Magazine» and ended up in the files of the US Defense Intelligence Agency. In 1980, the files were released under the Freedom of Information Act.
    منبع: http://www.checktheevidence.co.uk/Di...re/Web%20Pages
    منبع



  26. --
  27. #270

    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    حاشیه شهر بزرگ تو....
    نوشته ها
    1,276
    موضوع ها
    152
    سپاس
    3,819
     
    3,167سپاس شده در 1,033 پست
    نوشته های وبلاگ
    34
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : ماوراء الطبیعه

    پروژه واقعي مونتاك Montauk سفر در زمان


    پروژه Montauk سفری در زمان ( قسمت اول : مروری بر مونتاک)


    نویسنده مقاله و سری کتابهای مونتاک : پیتر مون


    ترجمه / ویرایش / گرافیک تصویری : فرهاد سدادی


    ( کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی ،» گرایش روابط عمومی «، مترجم و پژوهشگر )


    آدرس الکترونیکی :
    fsat_2012@yahoo.com


    انتخاب لینک و مطلب : رامتین


    لینک منبع مطلب: http://www.alienshift.com/id33.html


    تاریخ ترجمه ویرایش نهایی : 27 شهریور 1389 خورشیدی



    * توضیح مختصر اینکه ، جاه طلبی در علم و کاوشهای علمی ، گاه به کارهای جنون آمیزی منجر می گردد ، که پروژه مونتاک یکی از این افزون طلبی های علمی است ، هنوز که هنوز است رازهای سر به مهر این حادثه ی واقعی در محافل علمی و بعضا مکاتب اسراری سراسر دنیا گشوده نشده باقی مانده است .
    بیایید در مقابل این هجوم رسانه ای و جنگ نرم، سیل اطلاعات صحیح و ناصحیح ، سره را از نا سره بادیدگاهی تحلیلی مبتنی بر روش علمی و بدون غرض و پیش داوری های احساسی تشخیص دهیم و به نقد وبررسی این پروژه های بلند پروازانه که تبعات آن گاه باعث از بین رفتن جان ومال انسانها ی بیشماری شده و می شوند ، نگاه دقیقتری بیندازیم و بدون دخالت عقاید شخصی و سو گیری و بانگاهی پژوهشگرانه و بی طرف ، دلیل بروز این پروژه و پروژه های مشابه مثل : پروژه ی سوپر من / ,… mk-ultra را بیابیم و این امر ممکن نیست با تحلیل اخبار و گزارشات از منابع مختلف و مقایسه آنها با سیستمهای استراتژیکی تفکر مثل (6w+3h ) چرخه رادار(RADAR.) چرخه PDCA)) 6 سیگما وانواع مختلف روشهای تفکر انتقادی وتحلیلی که در کتابهای مدیریت استراتزیک آمده و متفکران داخلی و خارجی در مورد آن پرداخته اند.چه بهتر که همیشه خودمان در کشورعزیز مان ایران درا ین زمینه های پژوهشی پیشقدم باشیم وبا یاری هم با دانش افزایی و تحلیل و بررسی مسایل شگفت انگیز این جهان ،پرده از اسرار پشت سر آن برداریم .به امید آن روز.
    تمامی این کتابها از سایت www.amazon.com با پرداخت هزینه آنها قابل دریافت است .



    پروژه Montauk سفری در زمان


    مجوز آزمایشات مسافرت در زمان در ماه ژوئن l992 صادر شد و ازآن موقع تاکنون موجی از توطئه های پنهانی و پرسشهای بی جواب را برای کسب اطلاعات بیشتر از زمان را به دنبال داشته است.

    مروری بر Montauk: ماجراهای همزمانی ، به دنبال پاسخ به پرسش بسیاری از کسانی که کنجکاو دانستن در این زمینه بودند به فرجام رسید واین آزمایش نقطه پایانی بود ، بر سرآغاز طرح پرسش ها و ارائه سناریویی استادانه که ما را در آستانه راهی قرار داد، مسیری که ، ارتباط مستقیم با مکاتب بزرگ اسراری در سراسر کره زمین دارد.

    (وحتی شاید مرتبط با انجمنهای بزرگ سری /فراماسونری/تئوزوفی مادام بلاواتسکی /بوهمیان گراو/هیاتهای چند نفره تصمیم گیر سیاستهای کلان دنیا که همه ساله در زمانی معین و شهری معین که یک هتل در یک کشوراروپایی است جمع می گردند .-مترجم)




    سومین کتاب از سری Montauk : (اهرام Montauk ): این کتاب آگاهی عمیق تری نسبت به جستجو و کشف در پدیده های روانی Montauk به خواننده می دهد و نگرشهایی شگفت انگیز از ساختار و جلوه گری عالم هستی به خواننده ارایه می کند.

    این مقدمه ، برای خواننده ای طراحی شده است که برای اولین بار ، و تازه موضوع مونتاک آشنا شده است و همچنین یاد آوری ذهنی برای کسانی است ، که 2 کتاب اولیه (در مورد مونتاک ) را خوانده اند.

    منشاء پروژه Montauk :


    قدمت پروژه مونتاک به سال 1943 میلادی برمی گردد ، هنگام تحقیق بر روی نامرئی شدن ناو جنگی یو اس اس Eldridge (ناو فوق به ناگهان از روی صفحه رادارمحو و نامریی شد )،یو اس اس Eldridridge
    به عنوان کشتی نیروی دریایی ایالات متحده در محوطه آبهای فیلادلفیا مستقر بود وحوادث مربوط به کشتی فوق ، معمولا با عنوان»آزمایش فیلادلفیا» اشاره می شود.
    هدف از این آزمایش این بود که کشتی فوق توسط امواج رادار غیر قابل کشف و ردیابی باشد …
    و در این حین و هنگام آزمایش بود که ، وقایع کاملا غیر منتظره و شدیدی عارض و حادث شد ! کشتی در مقبل چشمان غیر مسلح همگان ناگهان نامرئی شد به و از زمان و مکان خود به بعدی دیگر انتقال یافت همانطوری که ما آن را می دانیم!
    هر چند این پیشرفت قابل توجهی در شرایط تکنولوژی آن زمان به حساب می آمد ، ولی آن برای مردمی که در گیر آن بودند، تبدیل به فاجعه ای شد…
    ملوانان از این بعد زمانی به فاز دیگری منتقل شده بودند و دروضعیت بازگشتشان به زمان حال ، عدم تعلق کامل روانی و وحشت در سیمایشان موج می زد .
    حتی برخی از آنان به دیواره/جداره تاق شکل کشتی آویخته شده بودند….
    کسانی که جان سالم بدر بردند با عنوان داشتن «ذهنی نا مناسب» از خدمت مرخص شدند و موضوع این قضیه صورت بی اعتبار به خود گرفت و تمام امور آن پوشیده ماند.
    .http://en.wikipedia.org/wiki/USS_Eldridge_(DE-173)
    http://en.wikipedia.org/wiki/Philadelphia_Experiment









    پس از جنگ ، ادامه تحقیق تحت سرپرستی دکتر جان فون نویمان( که جنبه های فنی آزمایش فیلادلفیا به سرپرستی او انجام شده بود) پیگیری شد.

    دستاورد جدید وی این بود که راهی بیابد و بداند که چه چیزی علایم ذهنی انسان را میسازد و چرا مردم نمی تواند بدون بروز فاجعه و به راحتی با » پدیده interdimensional»(مسافرت زمانی بین الابعاد .مترجم) کنار بیایند .

    مطالعه گسترده عامل انسانی (در بروز این پدیده ها) در آزمایشگاه ملی بروکهاون در لانگ آیلند ، نیویورک آغاز شده است. آن را به عنوان پروژه ققنوس ( پروژه فونیکس) شناخته می شود.

    http://en.wikipedia.org/wiki/John_von_Neumann

    فون نویمان نه تنها مخترع کامپیوتر مدرن بود بلکه نابغه ی ریاضی در نوع خود به شمار می آمد، او توانست بر روی منابع عظیمی ازاطلاعات مجتمع نظامی /صنعتی متمرکز شود منابعی که که شامل پایگاه داده ای گسترده ای ازتحقیقات روانی نازیها بود. اطلاعات ارزشمندی که متفقین پس ازپیروزی در جنگ جهانی دوم به دست آورده بودند.
    این تحقیقات ، در برابر پس زمینه ای طرح می شد که فون نویمان در تلاش ساختن دستگاهی بود که تکنولوژی کامپیوتر وتجهیزات رادیویی پیچیده را با ذهن انسانها پیوند بزند !
    با گذشت زمان ، او در تلاشهایش در این راه به موفقیت کامل دست یافت . پس از سالها آزمایش تجربی ، اودریافت که افکار انسان نهایتا می تواند توسط گیرنده های» رادیویی محرمانه کریستالی» دریافت شوند ،
    به کامپیوتر رله و مخابره شوند ونهایتا به کامپيوتری فرستاده شوند که می تواند افکار را در قالب بیت اطلاعاتی ذخیره کند . این افکار طرح گونه ( شکلی گرافیکی از افکار –مترجم) می تواند در صفحه مانیتور کامپیوتر به نمایش دراید یا بر روی کاغذ چاپ شود .
    (محض اطلاع دوستان عزیزم ، انواع امواج مغزی را در جدول زیر آورده ام : مترجم)



    نوع موج دامنه فرکانس (هرتز) تواناییهای ذهنی
    دلتا ( Delta ) 1/0 تا 3 خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
    تتا ( Theta ) 3 تا 8 آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رویابینیشفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
    آلفا ( Alpha ) 8 تا 12 آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
    بتای پایین ( Low Beta ) 12 تا 15 آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه
    بتای متوسط
    ( Midrange Beta )
    15 تا 18 افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
    بتای بالا ( High Beta ) بیش از 18 کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
    گاما ( Gama ) بیش از 40 درارتباطبا اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتیغنی


    http://kowsarpardaz.blogfa.com/post-23.aspx

    این اصول وتکنیکها توسعه و ارتقا یافتند تا اینکه یک دستگاه ذهن خوان مجازی یا virtual mind reading machine ساخته شد . در همان زمان این تکنولوژی به حدی توسعه یافته بود که یک» مدیوم روحی /روانی » می توانست فکری را در ذهنش بپروراند که قابلیت خروج از ذهنش وانتقال به کامپیوتر را داشته باشد وبر فکر وذهن انسان دیگری بطور بالقوه تاثیر بگذارد. در نهایت پروزه ی فونیکس (ققنوس) درک برتری از نحوه ی عملکرد ذهن و دستاوردی بالقوه گمراه کننده برای کنترل فکر به همراه داشت.
    گزارش کاملی برای کنگره ملی امریکا تهیه شد که به نوبه ی خود به عوامل اجرایی دستور می داد پروژه منحل شود ، زیرا که این ترس حداقل برای کارکنان خود پروژه وجود داشت که ذهن و افکارشان در معرض کنترل قرار گیرد !
    این نگرانی های شخصی ، به توسعه ی پروژه کمک شایان توجهی کرد ، بطوری که آنان دیگر خط مشی کنگره ی ملی را دنبال نکردند و بدنبال راهی دیگر از جمله از راه بدر کردن نیروی نظامی یعنی ارتش بودند . با این ایده که این تکنولوژی می توانست بعنوان یک فن اوری جنگی برای کنترل اذهان دشمن کاربرد داشته باشد . یک گروه مخفی (سری) با منابع مالی سرشار ، و چند نوع از گروه های نظامی ، تصمیم به تاسیس پایگاهی در کمپ قهرمان ( Hero ) به منظور دستیابی به تحقیقاتی جدید گرفتند… پایگاهی که یک ایستگاه نیروی هوایی متروکه در منطقه مونتاک نیویورک بود .
    این محل به این دلیل انتخاب شد که درانجا یک دکل آنتن رادار عظیمی مستقر شده بود که فرکانس 400 الی 425 مگاهرتزی را گسیل می کرد که این اتفاقا همان باندفرکانسی است که برای ورود به آگاهی ذهن انسان مورد استفاده قرار می گیرد .

    اواخر دهه ی 60 میلادی ، فعالیت کمپ قهرمان ، به دلیل کمبود های نظامی ارتش آمریکا رو به افول گذاشت ، ولی در سال 1972 با تامین مالی مناسب ، پروژه ی مونتاک بطور کامل برروی آزمایشات کنترل ذهن متمرکز شده وگسترش یافت .بطوری که آزمایشاتی بر روی انسانها ، حیوانات ،و سایر اشکال آگاهی (مثل ارواح ) که نظر به وجودشان می رفت انجام شد.
    در طول سالیان متمادی ، محققان مونتاک تکنیکهای کنتزل ذهن را تکمیل کردند و کاوش حد اکثری خود را گسترش دادند…هدف آنها ، رسیدن به افقهای دوردست توانایی های ذهن انسان بود…
    با گسترش قابلیتهای مدیومهای روحی/ روانی ، پرسنل و کارکنان مختلفی که در مونتاک کار می کردند ، آن توانایی مدیوم روحی /روانی نهایتا به نقطه ای می رسید که می توانست توسط سخت افزار تقویت شود .
    در این بین ، توهماتی نیز بودند که به دو شکل ظاهر می شدند : سوژه ای ذهنی و ابژه ای عینی ، این موارد حتی شامل » ایجاد مجازی ماده » نیز می شد .
    همه ی این مواردی که ذکر شد ، در تاریخ آنچه که ما تجربه ی عادی انسانی می نامیم ، غیر متعادل و غیر عادی هستند…اما دهان مردمی که از پروژه ی مونتاک گریخته اند را نمی شود بست و افشا گریشان را متوقف نمود . انها بیش از هرکس دیگری ، در این دنیا به این حقیقت خارق العاده رسیده اند…

    پس از آنی که کشف شد یک مدیوم روحی /روانی ، می تواند ماده را آشکار کند ، چنین مشاهده شد که همان روح می توانست در زمانهای مختلفی ظاهر شود واین تظاهر ، براساس آنچه که مدیوم روحی /روانی می اندیشید ، بستگی تام داشت .
    بنابراین و با این اوصاف ، چه اتفاقی خواهد افتاد اگر یک مدیوم روحی /روانی در باره ی کتابی بیندیشد ،اما فکرش در روز قبل ظاهر و آشکار شود ؟ این خط فکری و تجربه ی منحصر به فردی بود که منجر به خلق این ایده شد که هر نفر در این دنیا می تواند زمان خود را «خم » کند….

    پس از سالها تحقیق تجربی و آزمایشگاهی و علمی توسط آزمایشات گسترده و پیچیده و خارج از قاعده رایج ، کانالها (پورتالها) ی زمان بالا خره باز شدند …
    پروژه ی مونتاک در نهایت کار خود ، به نقطه اوج عجیب و غریب آن یعنی به» گرداب زمان» و نقطه ی گشوده ای در زمان گذشته یعنی سال 1943 رسید که این تاریخ دقیقا تاریخ اصلی آزمایش فیلادلفیا بود .
    http://en.wikipedia.org/wiki/Philadelphia_Experiment
    راز هیچکدام از این اطلاعات ذکر شده روشن نمی شد مگر توسط : پرستون بی نیکولز ، که یک نابغه ی الکترونیک بود . پرستون بی نیکولز روزی متوجه شد ، که او یک قربانی بی خبر آزمایشات اسرار امیز است .

    در حین کارش برای پیمانکار دفاعی در » لانگ آیلند » ، چالش پرستون ، تحقیق در خصوص ارتباط افکار مردمان با یکدیگربود . (تله پاتی –مترجم) او دراین حین دریافت ، که امواج رادیویی پخش شده مداوم در حال انتقال ، توسط مردمی که او با انها کار می کرد مسدود می شد و منتقل نمی گردید .
    اوبه عنوان یک کارشناس رادیو و الکترونیک ، سیگنالهای رادیویی را که از ایستگاه نیروی هوایی مونتاک می رسیدند تعقیب کرد و شروع به تحقیق جامعی دراین زمینه کرد که بیش از یک دهه به طول انجامید .
    او بسیاری از تجهیزاتی را که در طول پروژه مونتاک مورد استفاده قرار گرفته بودند بدست آورد .
    از همه مهمتر ، او دلیل ترس مزمنی که با او بود کشف کرد : ترسش به این دلیل بود ، که خیلی از مردم مونتاک اورا به خاطر می آوردند ! و به یاد می اوردند که او قبلا آنجا کار می کرده است !
    این مساله وقتی به اوج خود خود رسید که همسر پسر عمویش ، براین مساله اصرار می ورزید که او (پرستون) در مونتاک بوده است . دو مرد پس از مشاجره ، تقریبا متقاعد شده بودند که پرستون هرگز در مونتاک نبوده است !
    مدت کوتاهی پس از این استدلال ، پرستون شروع به گرفتن رد پایی از یک زندگی گرفت که همچون نور باریکی سو سو می زد ، زندگی که او قبلا از آن آگاهی نداشت …پس از صحبت با بسیاری از دانشمندان و مهندسان مختلف که به نوعی با پروژه ی مونتاک مرتبط بودند ، تازه مساله زندگی پیشین خود را دریافت و توانست آنچه را که تا به حال برایش اتفاق افتاده است مثل قطعات پازل کنار هم بگذارد .

    در گاهی اوقات ، اودر » 2 خط جداگانه زمانی » زندگی کرده است …در یکی از این ابعاد ، او در مونتاک کار کرده ودیگری او در مکانی دیگر ( لانگ ایلند) مشغول به کار بوده است .
    ( به نظر من ، فیلم ذهن زیبا ، شاید برداشتی آزاد از ماجرا باشد و راسل کرو به نوعی نقش پرستون را بازی کرده است .مترجم)
    اکتشافات کاری و زندگی او زمانی مهر تایید خورد که در سال 1985 ، مردی اسرارآمیز به نام

    » دانکن کامرون » در استانه در خانه اش ظاهر شد .
    دانکن کامرون ،استعداد غریبی در مورد تحقیقات روانی داشت ، ودر نهایت مدعی شد که در این زمینه ها توسط NSA ( آژانس امنیت ملی آمریکا) آموزش دیده است .

    » پرستون » بدون ذکر مصیبت و بلاهایی که در مونتاک برسرش آمده بود ، (و او آنها را کم کم به یاد می آورد) دانکن را به خارج از محوطه ی مونتاک می برد ، و از کشفی که می کند شگفت زده می شود !
    او مدخل ورودی پایگاه را به خوبی می شناسد و به یاد می آورد (نمونه ای از دژاوو-مترجم).
    حتی کار کردنش را هم در آنجا به یاد می آورد و به یاد آورد که از دانکن به عنوان مدیوم روحی / روانی اولیه در آزمایش سفر زمان استفاده شد .

    ( عکسی ازدانکن کامرون )
    http://www.bielek.com

    پرستون ، همچنین به خاطر آورد که در آزمایش اصلی فیلادلفیا ، در کشتی یو اس اس آلدریچ به همراه برادرش » ادوارد بی نیکولز « حضور داشته است . ( ادوارد اکنون با نام » آل بیلک « در محافل شناخته می شود )

    با توجه به محاسبات پرستون و دانکن ، پروژه ی مونتاک در تاریخ 12 اوت 1983 به نقطه ی اوج خود رسید کانال متورم و پورتال زمان به مرحله ی تکمیلی و عملکردی خود رسید و آماده ی بهره برداری بود ، اما ناگهان همه چیز از کنترل خارج شد و قضیه صورت دیگری به خود گرفت و دانکن به همراه گروهی از مردم که خودش آنها را فرا خوانده بود ، تصمیم گرفتند پروژه ی مونتاک را متوقف و اساس آنرا در هم بشکنند .علت این شورش چه بود ؟ زمانی که دانکن ، وظیفه ی مدیومی در مونتاک بر عهده داشت ، دستگاهی متصل به گیرنده های محرمانه رادیویی وجود داشت که با کریستالهای میله ای شکلی مجهز شده بود که افکار را به سمت خارج از یک انتقال دهنده عظیم هدایت می کرد ،» دانکن » نشسته بر روی صندلی جانور غول پیکرهیولاگونه ای را از ضمیر نا خود آگاهش تصور کرد که به بیرون از فکرش هدایت و رها کرد که این عمل پروژه ی مونتاک را به معنای واقعی نابود کرد و مردمی که در پایگاه کار می کردند ، دفعتا بطور یکسان کاررا رها کردند و پی کار خود رفتند .
    (شباهتهای عجیبی بین این قضیه و فیلم سه گانه ی ماتریکس وجود دارد : صندلی مخصوص ، دستگاهی که مدیومها /افراد با استعداد روحی /روانی –هکرها و کارشناسان الکترونیک /کامپیوتر رابه واقعیت مجازی وصل می کند ، تصورات و تخیلات در دنیای مجازی …آیا برادران واچوفسکی تحت تاثیر پروژه مونتاک فیلمهای انقلابی شان را ساخته اند ؟ -مترجم )
    کانالها و شفتهای ورودی هوا و ورودی های اصلی به تاسیسات زیر زمینی پایگاه بر روی هم افتادند و از مقدار عظیمی از آوار پر شدند …جزئیات کامل این ماجرای اسرار آمیز همچون راز سر به مهری تا به کنون
    حل نشده باقی مانده است …
    (چه اتفاق یا اتفاقاتی غیر از ظهور هیولای ثصوری دانکن در مونتاک رخ داده !؟آیا عکسی و فیلمی از محل با وجود دوربینهای مداربسته بدست آمده؟! آیا واقعا هیولایی که از فکر دانکن به صورت تجسم به تجسد درآمد ،زنده است یا همه اینها عوامفریبی بیش نیست ؟! آیا ظهور replitian یا خزندگان انسان نما ، با این آزمایش توام بوده است؟ پرستون ، دانکن ، پیتر مون واقعا چه هدفی در سر دارند ؟ هدف ارایه اطلاعات به منظور کشف حقایق ذهن انسان است یا… ؟ سعی میکنم در قسمتهای بعدی این مطلب به انها بپردازم – مترجم)

    اگرچه یک فیلم کپی رایت شده در مورد این داستان شگفت انگیز بطور گسترده در این زمینه توزیع شده وچندین سخنرانی درباره پروزه مونتاک ارایه شده ، هیچ کتابی بی محابا و رک وراست درباره موضوع فوق نپرداخته است .
    (سایتهای زیر درباره ی این موضوع مطالب سودمندی دارند که توجه علاقمندان و دوستان را جهت استفاده از مطالبشان به آنها جلب می کنم : -مترجم)
    http://www.bielek.com/
    http://www.bibliotecapleyades.net/montauk.htm
    http://www.v-j-enterprises.com/montautauk.htm

    نویسندگان مختلفی در این زمینه مجبور به ادای وظیفه ی خبری و اطلاع رسانی خود بودند ، اما آنها هم به طور ذهنی ، از تحلیل موضوع ناتوان ماندند یا ترجیح دادند در ارتباط با آن سکوت اختیار کنند به جای اینکه از راه دیگر موجبات وحشت دیگران را فراهم سازند…
    یک خبرنگار سرویس علمی نیویورک تایمز ، در مورد پروژه ی مونتاک به منظور رد موضوع دست به کار شد ودر کمال تعجب دریافت که این پروژه ، در واقع مساله ای کاملا واقعی و علمی بود .
    من ( پیتر مون –نویسنده مقاله ) وقتی پیش » پرستون « آمدم ، که او در حال تحقیق برروی سیستم صوتی پیچیده ای بود …
    با توضیحات مبسوط او خود را درحالی یافتم که انگار در حال شنیدن داستانی تماشایی هستم که حداقل از داستانهای علمی –تخیلی که شنیده ام بهتر است !
    پس از گذشت چند ماه ، من تصمیم به نوشتن کتاب «پروژه ی مونتاک » گرفتم ، این کتاب بدون مشورت با کس دیگری در باره » پرستون بی نیکولز» نوشته شده است …، شخصی که می خواهد ، منابع اطلاعاتی اش محفوظ بماند . به جای انجام یک تحقیق پرهزینه وزمان بر و وقت گیر ، استراتژی من این بود که اطلاعات را از خارج دریافت کنم و بصورتی در اسرع وقت برای جمع آوری سرنخ های تایید شده از مراجعی استفاده کنم ، که در نهایت ، با دلایلی محکم ، بر اثبات این داستان باور نکردنی صحه می گذاردند …
    همانطوری که پروژه ی مونتاک با تحقیقات بیشتری منتشر شد ، و شرح حوادث آن تداوم یافت ، مشخص شد که یک سناریوی واقعی در پشت اطلاعات قاطعی که » پرستون » در باره آنها سخن گفته بود ، وجود داشت .
    اینها همه مروری تاریخی /رویدادی بروقایع مونتاک بودند.
    اما تماشایی تر از همه ی این تاییدات این بود که کشف پروژه ی مونتاک به طور جدایی ناپذیری ، به بدنام ترین فرد مکاتب اسراری همه دورانها وزمانها یعنی » آلیستر کراولی « پیوند خورده بود ! که در محافل مربوطه از او به عنوان نابکارترین و شریر ترین مرد جهان یاد می شود…بر اساس همین گزارشات محفلی ،
    کراولی با همزاد خودش عمل جادوی ج.ن .س. ی انجام می داده و کاملا با او مرتبط بوده است .
    او همچنین ، با موجوداتی که از جسم و بدنشان جدا بوده اند (ارواح واشباح ) به توسط دستکاری در زمان در ارتباط بوده و مسافرتهای متعددی در بین ابعاد دیگر داشته است حتی پیشنهاد ماهیت بین الابعادی جهانهای دیگر آزمایش فیلادلفیا ، می تواند تعبیری ماورایی و جادویی و شگفت انگیز کراولی باشد .

    برای اطلاعات بیشتر در مورد این فرد به سایت زیر مراجعه کنید:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Aleister_Crowley
    (در این مورد ، نمونه های مشابهی در زمان خودمان موجود است : غیب کردن /نامریی کردن مجسمه ی ازادی نیویورک /یک کوپه ی قطار توسط دیوید کاپرفیلد در مقابل چشمان حیرت زده حاضران
    آیا دیوید کاپر فیلد ، دیوید بلین ، کریس آنجل با جادوی آلیستر کراولی آشنا هستند ؟ -مترجم )















    آلیستر کراولی(نام کراولی آیا براتون آشنا نیست؟ harch)
    اثبات این ارتباطات شگفت انگیز «کراولی» در طول یک دوره ی زمانی طولانی مدت گسترش یافت ،
    این کشف زمانی شروع به شکل گیری نمود که من اولین مصاحبه ام را با پرستون آغاز کردم و زمانی که این کلمات از دهان پرستون در رفته بود و موقعی بوده که به جادوگر کراولی متصل بوده است .
    پرستون معتقد بود که هرد ویشان ، (یعنی خودش و دانکن کامرون ) در زندگی پیشین ،» پرستون و مارکوس ویلسون » بوده اند .. در واقعیت .این برادران دو قلو بوده اند واز اولین تولید کنندگان ابزار آلات علمی در بریتانیای کبیر آن زمان به شمار می رفتند .
    علاوه براین ، در آن زمان ایندو جزو دوستان خانوادگی » الیستر کراولی « هم بشمار می رفتند و آنها تا به حال نیز در شراکت تجاری مشترک با او نقش داشته اند .
    تصدیق می کنید که تمامی موارد بالا ، همانند داستانی افسار گسیخته به نظر می آید ، بنابر این من شروع به جستجو در هر مرجعی برای پیدا کردن » ویلسون ها « در کتابهای مختلفی که نام آلیستر کراولی با ان همراه بود نمودم ،ولی چیزی دستگیرم نشد .
    در این جستجو و کنجکاوی فکری ، با شگفتی کشف کردم که نه تنها » الیستر کراولی « در سال 1918 مونتاک را دیده است بلکه او در کتاب اتو بیوگرافی اش (شرح حال زندگی خود شخص به قلم خودش –مترجم ) اسم » دانکن کامرون « را ذکر کرده است ! پس از این کشف مهم ، نمونه های متعددی از همزمانی رویداد های بین خانواده های » کامرون » و » کراولی» کشف شدند .
    (اینها جزئیات مروری بر مونتاک بودند اما من هنوز مرجعی از » برادران ویلسون » پیدا نکرده بودم )
    معنای این همزمانی های مختلف بین نامهای » کامرون » و «کراولی» را زمانی دریافتم ، که داشتم در باره ی زنی که خودش را » کامرون » می نامید تحقیق می کردم …شاید ازدواج این زن ، با «جک پارسونز»
    (اولین دانشمند و مخترع سوخت جامد راکتها و موشکها ی فضایی و شاگرد کراولی ) ، مشهورترین ازدواج در نوع خود و زمان خود محسوب می شد .
    همه آنها با هم ( کامرون ، جک پارسونز ، کراولی و…) در فعالیت مسافرت بین الابعاد دیگر جهان ها که با عنوان Babalon شناخته شده مشارکت داشتند (بابالون یک مراسم تشریفاتی بود که توام با جادوی ج.ن س .ی
    که از سوی برخی به عنوان بزرگترین عمل جادویی قرن ستایش شده ومعرفی گردیده بود)
    http://en.wikipedia.org/wiki/Babalon

    Babalon) – به عنوان زن ننگین ، مادر بزرگ و یا الهه مادر اعجوبه های ترسناکی است که در سیستم عرفانی Thelema شناخته شده ، که در سال 1904 با نویسنده انگلیسی و occultist Aleister کراولی از
    » کتاب قانون » بوجود آمده ودر سراسرمکاتب فراماسونری جهان اشاعه یافته است ….مترجم .)
    (دوستان عزیزم ، شمارا ارجاع می دهم به سکانسی از فیلم Eyes wide shut ساخته ی استنلی کوبریک فقید که در آن تام کروز نقاب برچشم در مکان ممنوعه انجمنی فراماسونری قدم می گذارد ، به جمعشان می پیوندد و به وضوح این جادو را می بیند ! به نظر من یکی از دلایل جداشدنش از نیکول کید من (همسرش) وقایع بی پرده ی این فیلم افشاگرانه و صریح در مورد این انجمنها بود حال سوای سایر دلایل زندگی های پوشالی بازیگران وستارگان هالیوود و نیز سکانس کلیدی فیلم بچه ی رزمری ساخته ی رومن پولانسکی که روح شیطانی در کالبد کاهنان در حال تعرض به زن نقش اول است و بچه ای از نسل شیطان بدنیا می آید و جالب اینجاست که مدتی بعد پولانسکی همین همسر باردارش را در طی ماجرایی فجیع و مرتبط با گروه های شیطان پرست از دست می دهد – مترجم)
    از طریق یکسری از رویدادها ی همزمان وباور نکردنی ، من (پیتر مون ) بخاطر شروع کسب وکاری جدید به کالیفرنیا ی جنوبی سفر کردم ، کاملا به طور تصادفی ، یکی از دوستان مونث کامرون را ملاقات کردم ، در کمال تعجب دریافتم که اودر کالیفرنیا زندگی می کند ، ومن بزودی دریافتم که درحال نقل اطلاعاتی در خصوص آزمایش فیلادلفیا ، پروژه ی مونتاک روابط بین کراولی و کامرون به او هستم ، ودر کمال شگفتی من ، او به من خاطر نشان کرد که اسم اصلی اش کامرون نیست ، بلکه » ویلسون « است !
    چند ماه بعد من نامه ی شگفت آوری را دریافت کردم ، مبنی براینکه ، «برادران ویلسون » وجود داشته اند یا خیر . که این پرونده را با این سوال می بست . آن نامه از فردی به نام » آمادو کراولی « بود که ادعا می کرد پسر نامشروع » آلیستر کراولی « است . نه تنها او پدرش را به خاطر صحبت در باره برادران ویلسون به من شناساند ، بلکه سرنخ هایی ارایه داد که ضریب دروغگویی درباره ی اصل ونسبش را به صفر می رساند .» آمادو کراولی» نه تنها وجود برادران ویلسون را تایید کرد ، بلکه جزییاتی تماشایی از جایگاه و موقعیت پدرش در 12 اگوست 1943 (روز ازمایش فیلادلفیا ) ارایه کرد .
    آلیستر کراولی ، پدر آمادو در یک کارناوال طی یک مراسم جادویی که با نام ( Men – an -tol ) در انگلستان آنرا سرپرستی می کرد ، زمانی که یک تخته سنگ به شکل شیرینی دوناتی حفره دار (مثل شیرینی خامه ای خودمان که به شکل حلقه ای توخالی است –مترجم) بطور قائم و راست در آب قرار داشت ، بر طبق گفته های آمادو ، آلیستر اورا در لای سوراخ حفره ی سنگ قرار می دهد ودر بالای مسیر آبهای خروشان ول می کند و خود از سواحل انگلستان به لانگ آیلند نیویورک می گریزد .
    در اکثر موارد اینجا جایی است که » مروری بر مونتاک » پایان می پذیرد .
    کشفیات حیرت آور بعدی این بود که نشان می داد » پرستون « هنوز آن صندلی گهواره ای اش(دغدغه ی مونتاک ) را کنار نگذاشته و خط فکری مستدل او باعث اعتبارش بود و این چیزی است که این کتاب به این منظور نوشته شده است .
    علاوه براینها ، ان نشان داد که نیروهایی که در پروژه ی مونتاک آشکار هستند ، ریشه عمیق نهفته این موضوع را با مکاتب اسراری بیش از پیش محکمتر می سازد .
    در حالی که » مونتاک » مرور می شد ، مروری آشکارا جذاب بود ، شبکه ای از قضایای بهم تنیده ، و دسیسه گون ودر برخی جهات پخش شده ، که غیر موازی هم پیش می رفتند وبسیاری از نتیجه گیری ها ی نهایی را سبب میشدند ، اما بااین وجود ، ما با بسیاری از پرسشهای بدون جواب ، برلبه ی صندلی خودمان میخکوب و آویزان شدیم …از این نظر که کتاب تحقیقی جامع بود اهمیت دارد آن مارا به طرف مکاتب اسراری راهنمایی کرد ، سازمانها مخفی که از زمانهای قدیم وجود داشته اند و بدنبال تنظیم آگاهی و آزادی شخصی می باشند…
    این همان نقطه ی عظیمی است که برای فتح باب این کتاب حاضر به آن نیاز مندیم :
    (اهرام مونتاک ، اکتشافی در آگاهی ها )

    ( پایان قسمت اول ) دنباله این مطلب را بزودی خواهید خواند ….منتظر بمانید !

    منبع



  28. 2 کاربر از پست مفید harch تشکر کرده اند .


  29. --

صفحه 27 از 28 نخستنخست ... 1725262728 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •